مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٤٥ - علاقه به عالم طبع و جهل به عالم آخرت، یکی از علل ترس از مرگ
بِسمِ الله الرَّحمَن الرَّحیمِ
و الصَّلاةُ علی مُحمّدٍ و آلِه الطّاهِرینَ
و لَعنَةُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعینَ مِنَ الآنَ إلی قِیامِ یَومِ الدّین
(وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ).[١]
(فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ).[٢]
علاقه به عالم طبع و جهل به عالم آخرت، یکی از علل ترس از مرگ
انسان از آنجا که به این عالم طبیعت علاقه دارد و انس گرفته، پیوسته از مرگ گریزان است؛ به عالم ماوراء این عالم اطّلاع پیدا ننموده و حیات را منحصر در این حیات میداند، ولی غافل از آنکه سرای دیگر اوسع و اقوی از این عالم است. اگر به بچۀ در شکم مادر گفته شد باید در دنیای بزرگی بروی و غذای دیگری بخوری، راضی نمیشود؛ چون این دنیا را ندیده و به لذّات این دنیا اطّلاعی
[١]. سوره ق (٥٠) آیه ١٩. معاد شناسی، ج ١، ص ٨٧:
«و سکرات مرگ به حق و واقعیّت خود خواهد رسید، و این همان است که از او دوری میگُزیدی.»
[٢]. سوره ق (٥٠) آیه ٢٢. معاد شناسی، ج ١، ص ٨٨:
«و ما پردۀ غفلت را از برابر دیدگان تو برداشتیم و حجاب بصیرت را کنار زدیم؛ و امروز دیدگان تو بسیار تیزبین و حساس شده (و بصیرت تو تمام عوالم و منازل و مراحل بعد از مرگ را ادراک میکند و به حقیقت آنها پی میبرد.)»