مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٩٨ - مبنای اسلام بر بهدست آوردن مال و ادار١٧٢٨ امور زندگی است، نه رهبانیّت
(لارَهبانِیَّةَ فِی الإسلام)[١] و آنها را به ترک ازدواج و معاشرت امر نموده و مسکن آنها را در بیغولهها قرار دهد:
[قال رَسولُ الله صَلّی الله عَلَیه و آلِه و سَلَّمَ]: «أخی موسی یَنظُرُ بِعَینٍ و أخی عیسی یَنظُرُ بِعَینٍ أُخری و أنا أنظُرُ بِعَینَین.»[٢]و[٣]
لذا بهدست آوردن مال و ادارۀ امور زندگی بهطور کفاف، جزء برنامۀ دین اسلام شمرده میشود.
[١]. دعائم الإسلام، ج٢، ص ١٩٣؛ مستدرک الوسائل، ج ١٤، ص ١٥٥. ترجمه:
«رهبانیّت و اعتزال در دین اسلام نیست.» (محقّق)
[٢]. نص این عبارت در مجامع روایی یافت نشد؛ لیکن در تفسیر بیان السعادة، ج ٤، ص ١٠٠، و ج ٤، ص ١٢٧ اینچنین آمده است:
«إنّ أخی موسی علیهالسَّلام کان عَینُهُ الیُمنَیٰ عَمیاءً و إنّ أخی عیسی علیهالسَّلام کان عَینُهُ الیُسرَیٰ عَمیاءً و أنا ذُو العَینَینِ.»
ترجمه: «همانا برادرم موسی چشم راستش نابینا بود و برادرم عیسی چشم چپش نابینا بود؛ و لیکن من دارای هر دو چشم هستم.» (محقّق)
[٣]. ذات اقدس الهی دارای دو صفت جمال و جلال است که همگی صفات از آن دو نشأت میگیرند، و در عالم وجود به مظاهر مختلف ظهور و بروز مییابند، و هر مظهر و فردی در عالم از جهت نصیبی که از این دو صفت دارا میباشد مختلف است، و یک فرد در عالم وجود با فرد دیگر از هر جهت مساوی و همطراز نمیباشد. در این میان برخی از موجودات در صفات جمالیّه و برخی دیگر در صفات جلالیّه ظهور بیشتری دارند؛ مانند نسیم بهار و گلها و دشت و مرغزار معطّر و شاداب، و طوفان و زلزله و صاعقه و آتش و باد.
این مسئله در مورد نفوس بشر نیز به أشکال مختلف ظاهر میگردد؛ در بعضی حالت انبساط و سرور غالب، و در بعضی دیگر جنبۀ حزن و انقباض بیشتر است. در این میان، وجود مبارک رسول گرامی اسلام صلوات الله و سلامه علیه، که مقام جمع بین احدیّت و واحدیّت را واجد است و واسطۀ انبساط نور وجود ذات و بسیطالحقیقة بر تمامی مظاهر جمال و جلال است، قطعاً واجدیّت این دو صفت را بتمام معنیالکلمه دارا میباشد، و بدین جهت شایستگی تحقّق به تجلّی اعظم را برای نفس قدّوسی خویش احراز نمود است. (معلّق)