مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١١٦ - دعوت کردن قو١٧٢٨ عقل به آخرت، و قوای وهم و غضب و شهوت به دنیا
درجۀ ثابتی داشت، و حال با وجود چنین قوّهای در سیر کمال قدم گذارده است.
لذا میتوان گفت: از شجره خوردن آدم، موقعیت حساسی برای او بهوجود آورد و به صلاح او تمام شد.
سیر کمالی انسان در مثنوی معنوی
|
از جمادی مُردم و نامی شدم |
و ز نما مُردم به حیوان سر زدم |
|
|
مُردم از حیوانی و آدم شدم |
پس چه ترسم کی ز مُردن کم شدم |
|
|
حملۀ دیگر بمیرم از بشر |
تا بر آرم از ملائک بال و پر |
|
|
و ز ملک هم بایدم جستن ز جو |
کُلُّ شَیءٍ هالِک إلاّ وجهه |
|
|
بار دیگر از ملک قربان شوم |
آنچه اندر وهم ناید آن شوم |
|
|
پس عدم گردم عدم چون ارغنون |
گویدم که إنّا إلیهِ راجعون[١] |
دعوت کردن قوۀ عقل به آخرت، و قوای وهم و غضب و شهوت به دنیا
روی این زمینه، خدا در انسان دو قوّه قرار داده است: یکی انسان را به سمت دنیا و مادیّت دعوت میکند که از عوالم دیگر، شیطان معین این قوّه است؛ و دیگری انسان [را] به حبّ پروردگار و تزکیۀ روح میخواند که خود خدا به او افاضه میکند.
قوّهای که شخص را به آخرت میخواند، عقل است؛ و قوّهای که به دنیا میخواند، وهم و غضب و شهوت است. اگر انسان عقل را غلبه داد و زمام سه قوّۀ دیگر را بهدست عقل داد، از ملائک که فقط دارای عقلند برتر میگردد؛ و اگر سه قوّه را غلبه داده عقل را از بین برد، از بهائم که فقط دارای شهوتند پایینتر میآید.
(وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ).[٢]
[١]. مثنوی معنوی، دفتر سوّم.
[٢]. سوره أعراف (٧) آیه ١٧٩. نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٣٦٢:
«هرآینه تحقیقاً ما بسیاری از جنّ و انس را برای جهنّم واگذاردیم؛ آنان که دلهایی را دارند که با آنها نمیفهمند، و چشمهایی را دارند که با آنها نمیبینند، و گوشهایی را دارند که با آنها *