لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤ - باب حق الحصاد و الجداد
أجرا معلوما و يترك من النّخلة معافارة و امّ جعرور و يترك للحارس العذق و العذقين و الثّلاثة لحفظه له)
اين بابى است در بيان حق درو كردن زراعت و چيدن خرما و مويز و خلافست كه آيا اين حق واجبست يا مستحب مشهور استحباب است و احتياط در عدم ترك است حق سبحانه و تعالى فرموده است كه بدهيد حق الهى را نزد درو كردن آن و آن حق آنست كه بدست خود بگيرى يك قبضه از خوشه گندم و جو و به مسكين دهى، ديگر به مسكين ديگر تا از درو كردن فارغ شوى، و هم چنين در وقت چيدن خرما و انگور يك كف از خرما به سايلى دهى و كف ديگر به سايلى ديگر، و در انگور يك خوشه بهر سايلى دهى خوشه كه به مقدارى باشد كه كف دست را پر كند، و مىگذراند از جهة نگاه بانى كه در باغ مىباشد مزدى معلوم يعنى مزد آن را پيش از زكات بيرون مىكنند و حساب نمىكنند بر مالك، معافاره و أم جعرود را كه دو قسم خرماى زبون است، و از جهت نگاهبان يك خوشه يا دو خوشه يا سه خوشه مىگذراند.
اين مجموع مضمون حسن كالصحيحى است كه كلينى روايت كرده است از زراره و محمد بن مسلم و ابو بصير از حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه در تفسير آيه كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه بدهيد حق او را در روز درو كردن. هر سه گفتند كه آن حضرت فرمودند كه اين از صدقه است كه مىدهى به درويشان يك قبضه به درويشى بعد از يك قبضه به مسكينى ديگر، و در چيدن خرما و انگور يك كف دست بعد از يك كف دست تا فارغ شوى از چيدن و باز مىگذراند يا مىدهند نگاهبان را مزدى كه از جهة او مقرر ساختهاند