لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٠ - حسرت در آخرت
بودند كه خبر بمن رسيد كه چون سوار مىشوى آزاد كردهاى ما ترا از در كوچك بيرون مىبرند از جهة بخل ايشان كه مبادا چيزى به فقرا دهى و قسم مىدهم ترا به حقى كه مرا بر تو هست كه البته در وقت بيرون رفتن و داخل شدن از در بزرگ داخل شو و بيرون رو چون سوار شوى مىبايد كه طلا و نقره با تو باشد و هر كه از تو چيزى طلب كند بدهى و كسى را رد نكنى و اگر عموهاى تو از تو چيزى طلب كنند كمتر از پنجاه مثقال طلا ندهى به ايشان و زياده اختيارش با تست و اگر عمّها طلب كنند كمتر از بيست و پنج دينار ندهى و اختيار زيادتى با تست و مرا، غرض آنست كه حق سبحانه و تعالى ترا بلند مرتبه كند به جود و عطا پس بده و مترس كه خداوندى كه عرش را به قدرت كامله خود آفريده است بر او آسانست كه كار را بر تو تنگ نكند يعنى البته حق سبحانه و تعالى مىرساند هر چرا مىدهى.
[حسرت در آخرت]
(قال الصّادق صلوات اللَّه عليه فى قول اللَّه «عزّ و جلّ كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ» قال هو الرّجل يدع ماله لا ينفقه فى طاعة اللَّه عزّ و جلّ بخلا ثمّ يموت فيدعه لمن يعمل فيه بطاعة اللَّه او بمعصية اللَّه فان عمل فيه بطاعة اللَّه راه فى ميزان غيره فراه حسرة و قد كان المال له و ان كان عمل فيه بمعصية اللَّه عزّ و جلّ قوّاه بذلك المال حتّى عمل به فى معصية اللَّه عزّ و جلّ)
و كالصحيح منقول است از آن حضرت صلوات اللَّه عليه در تفسير قول حق سبحانه تعالى كه ترجمهاش اينست كه هم چنين مىنمايد به ايشان حق سبحانه و تعالى اعمال ايشان را كه حسرت باشد بر ايشان حضرت فرمودند كه مثل شخصى است كه مال خود را به سبب بخل صرف نكنند در جائى چند كه