لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٨ - الخراج
باب الخراج و الجزية
اين بابى است در بيان خراج و اكثر اوقات اطلاق مىكنند آن را بر اجرت اراضى كه به قهر فتح شده باشد و گاهى اطلاق مىكنند بر زكات مطلقا و گاهى بر زكات انعام و آن چه اظهر است در اين باب اعم است از همه و مراد از جزيه مالى است كه از اهل كتاب مىگيرند چنانكه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه جهاد كنيد با كسانى كه ايمان به خدا و رسول نمىاورند و بروز قيامت اعتقاد ندارند و حرام نمىدانند چيزى را كه خدا و رسول آن را حرام گردانيدهاند و اعتقاد ندارند بدين حق آن جمعى كه ايشان را كتابى آمده است از آسمان تا جزيه از دست بدهند با مذلت و خوارى و اهل كتاب يهودند و نصارى و مجوس در حكم اهل كتابند چون پيغمبرى و كتابى داشتهاند و پيغمبر خود را كشتهاند و كتاب خود را سوختهاند و حكيمى از جهة ايشان زند و پا زند را بعوض كتاب الهى وضع كرده است از آن جهت است آن را. كتاب مىگويند.
[الخراج]
(روى عن مصعب بن يزيد الأنصارى قال استعملنى امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه على اربعة رساتيق المداين البهقباذات و نهر سير و نهر جوير و نهر الملك و أمرني ان اضع على كلّ جريب زرع غليظ درهما و نصفا و على كلّ جريب وسط درهما و على كلّ جريب زرع رقيق ثلثى درهم و على كلّ جريب كرم عشرة