لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٨٧ - خواب پيامبر و منبر او بدست بنى اميه
عباس را ديدند به شكل ميمونها مانند ميمون بر بالا مىجهند و پائين مىجهند و مردمانى كه ايستاده بودند و تماشا مىكردند چنانچه از جستن ميمون مىرمند و پس پس بر مىگشتند و از اين واقعه دانستند كه اين جماعت حق ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم را غضب خواهند كرد بر ايشان، جمع خواهند شد و برگشتن قهقرى آن است كه همه كافر خواهند شد به سبب انكار نصوص جليله بر امامت ايشان خصوصا حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه را كه انكار صريح نمودند.
چنانچه متواتر است از حضرت سيد المرسلين ٦ كه صحابه او همه برگشتند و كافر و مرتد شدند به همين عبارت ارتداد در صحاح سته ايشان خصوصا در بخارى و مسلم عبارت ارتداد صحابه متواتر است پس حضرت با غم و الم صبح كردند پس جبرئيل آمد و گفت يا رسول اللَّه چه واقع است كه شما را غمناك مىبينم حضرت فرمودند اى جبرئيل ديشب در واقعه ديدم كه بنى اميه بر منبر من بالا مىرفتند و در روايت زراره ديدم كه ابو بكر و عمر و بنو اميه و بنو عباس بر منبر بالا مىرفتند و در روايت زراره ديدم كه ابو بكر و عمر و بنو اميه و بنو عباس بر منبر بالا مىرفتند و صدوق از روى تقيه ابو بكر و عمر را ذكر نكرده است چرا كه اگر چه اهل رى و قم شيعه بودند و پادشاه ايشان شيعه بود اما همان لعن و طعن نمىكردند و مع هذا اين كتاب من لا يحضر در بلخ مصنف شد و اهل بلخ سنى و شيعى هر دو بودند. اگر چه بخارى و مسلم و غير ايشان ارتداد و كفر صحابه را ذكر كردهاند و ليكن از ايشان مىگذرانند و اگر شيعيان مىگفتند نمىگذارنيدند چون علماء شيعه به ظاهر عمل مىكنند و عامه همه را تاويلات مىكنند و اين امرى است ظاهر مثلا اگر صفاهانى خود مذمت صفاهان يا صفاهانيان كنند صفاهانى ديگر را بد نمىآيد