لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٧٢ - باب فدية صوم النذر
كافى سهو شده باشد و ثمن كافى نباشد مگر آن كه ثمن نيز طعام باشد مثل خرما
(و فى رواية ادريس ابن زيد و علىّ بن ادريس عن الرّضا صلوات اللَّه عليه تصدّق عن كلّ يوم بمدّ حنطة او شعير)
و در روايت ادريس و على در حسن كالصحيح منقول است از آن حضرت صلوات اللَّه عليه كه تصدق كند از جهت هر روزى به يك مد از گندم يا جو و صدوق جواب حضرت را نقل كرده است سؤال را نقل نكرده است چون سؤال همين سؤالى است در خلاصى از حبس و در كافى در جواب يك نفر است يعنى كفارهاش اين است چنانكه سؤال نيز از كفاره است و صدوق حاصل معنى را ذكر كرده است كه البته مراد حضرت از كفاره فدا خواهد بود و جمعى به اعتبار لفظ كفاره قايل شدهاند كه كفاره نذر مد است و دور نيست كه مراد آن جماعت نيز اين باشد كه اگر در حين علتى و مرضى و مانع عظيمى خورده باشد اين فداست و كفاره بر او اطلاق مىكنند مجازا و اگر مانعى بخورد كفاره مىبايد داد و خلافست در كفاره آن بعضى گفتهاند كه مثل كفاره ماه رمضان است چون ظاهر بعضى از روايات اين است و بعضى گفتهاند كه كفاره آن كفاره يمين است به اعتبار روايات صحيحه كه خواهد آمد و مظنون آن است مخير است هر چند اولى است و محتمل است كه در اين دو حديث مراد اين باشد كه لفظ نذر گفته باشد و للّه علىّ نگفته باشد و اين كفاره سنت باشد چون در سؤال وارد نشده است للَّه علىّ و در قوى از محمّد بن منصور منقول است كه گفت از حضرت امام رضا صلوات اللَّه عليه سؤال كردم از شخصى كه نذرى بكند كه روزه بدارد و عاجز شود و حضرت فرمودند كه پدرم مىفرمودند كه از جهت هر روز مدى از طعام مىدهد.