لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٨ - خير در ميانه روى است
آنست كه مثلا ريگى در دست باشد انگشتان را گشاده كنى و دست را اندكى كج كنى كه اكثرش برود و اندكى بماند و اسراف آن كه چنان كج كنى كه همه برود و اقتار آنست كه انگشتان را بهم آورى و دست را كج نكنى كه چيزى بدر نرود.
و باز از آن حضرت صلوات اللَّه عليه پرسيدم از تفسير آيه كريمه كه مىفرمايد حق سبحانه و تعالى كه دست را بسط مكن كل بسط حضرت كفرا گشودند.
و به همين مضمون در حديث كالصحيح از عبد الملك منقول است در تفسير آيه از آن حضرت صلوات اللَّه عليه دست را پر از ريگ كردند و اين سه صورت را بيان فرمودند.
و در حسن كالصحيح منقول است از عمر بن يزيد كه آن حضرت صلوات اللَّه عليه فرمودند در تفسير آيه كريمه كه ترجمهاش اين است كه يا محمد دست خود را در گردنت مبند كه به كسى چيزى نتوانى داد يا ندهى، و بسط مكن به نهايت بسط كه چيزى در دستت نماند و در خانه خود نشسته باشى و ترا ملامت كنند و مغموم باشى و نتوانى از خانه بمسجد رفتن و در تفسير محسور فرمودند كه فقير است يعنى چنان فقير شوى كه جامه نداشته باشى.
و كالصحيح منقول است بطرق متكثره از عامه و خاصه كه زنى پسرش را فرستاد به نزد آن حضرت ٦ به او گفت كه برو و از آن حضرت چيزى سؤال كن و اگر بگويد كه ندارم بگو پيراهنت را بده آن پسر آمد و حضرت پيراهن را به او دادند و برهنه در خانه نشستند و در وقت نماز بمسجد نتوانستند آمدن حق سبحانه و تعالى اين آيه را فرستاد و غرض ديگر آنست و حضرت فرمودند كه مراد از محسور برهنه بودنت و هيچ شك نيست كه نظر به اكثر