لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢ - الجزيه
و در كافى كالصحيح از ابن ابى يعفور از آن حضرت صلوات اللَّه عليه منقولست كه ارض جزيه جزيه از آن برطرف نمىشود جزيه عطاء مهاجرين است و كالصحيح الخ.
و در صحيح از بزنطى و كالصحيح از صفوان منقولست كه هر دو گفتند عرض نموديم به حضرت امام رضا صلوات اللَّه عليه كوفه را و خراج كوفه را و دستورى كه حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه بر آن مقرر فرمودهاند پس حضرت فرمودند كه هر كه مسلمان شود به طوع و رغبت زمين او را در دست او مىگذراند و از آن زكات عشر و نصف عشر مىگيرند هر چه معموره باشد در وقت فتح، و آن چه موات باشد از امام است و آن حضرت صلوات اللَّه عليه به كسى مىدهد كه آن را معمور كند و امام حاصل آن را با آن كه از اوست صرف مسلمانان مىكند و جمعى كه آن زمين را اجاره كردهاند زكاتش بر ايشان واجبست كه اگر آب باران و يا آب نهر خورده باشد ده يك مىدهند و اگر از دست آب داده باشند بيست يك مىدهند و در كمتر از پنج وسق زكات واجب نيست و هر زمينى را كه به شمشير گرفته باشند اختيارش با امام است ٦ و آن را به اجاره مىدهد بهر چه مصلحت داند چنانكه حضرت سيد المرسلين ٦ خيبر را كه فتح كردند به اجاره دادند زمين ساده و نخلستان آن را و مردمان مىگويند يعنى سنيان كه جايز نيست اجاره زمين و درخت خرما و حال آن كه آن حضرت خيبر را به اجاره دادند و كسانى كه اجاره مىكنند زمين مفتوح العنوه را بغير از اجرت زكات نيز واجب است ده يك يا بيست يك، و به درستى كه چون مكه معظمه را به قهر و غلبه گرفتند و همه در دست آن حضرت اسير بودند حضرت ايشان را آزاد فرمودند فرمودند كه برويد بكار خود كه شما آزاديد