عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٣٨ - فتوا از نگاه بزرگان
درباره حسن بن محمد بن شرف شاه استرآبادى چنين آوردهاند كه:
روزى زنى بر او وارد شد و راجع به مسائل مشكل و پيچيده حيض و عادت ماهانه سؤالاتى مطرح ساخت ولى او نتوانست پاسخ دهد، آن زن به حسن گفت:
پتههاى عمامه تو به كمرت رسيده، لكن از ايراد پاسخ به سؤال يك زن عاجز هستى؟ حسن به او گفت: اى خاله! اگر من پاسخ هر مسئلهاى را مىدانستم پتههاى عمامه من قعر زمين را نيز درمىنورديد و به ژرفاى آن راه مىيافت[١]!!
|
جان در مقام عشق به جانان نمىرسد |
دل در بلاى درد به درمان نمىرسد |
|
|
درمان دل وصال و جمالست وين دو چيز |
دشوار مىنمايد و آسان نمىرسد |
|
|
ذوقى كه هست جمله درآن حضرتست نقد |
وز صد يكى به عالم عرفان نمىرسد |
|
|
وز هر چه نقد عالم عرفانست از هزار |
جز وى به كل گنبد گردان نمىرسد |
|
|
وز صد هزار چيز كه در چرخ مىرود |
صد يك به سوى جوهر انسان نمىرسد |
|
|
وز هر چه يافت جوهر انسان ز شوق و ذوق |
بويى به جنس جمله حيوان نمىرسد[٢] |
|
[١] - منية المريد: ٢٨٦.
[٢] - عطار نيشابورى.