عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣ - واعظ و قول بليغ
كمترين بهرهاى از سواد ندارند، گفتار گوينده را درك و تغيير حال پيدا كنند و ثانيا:
گوينده بهتر است گفتارش را با خلوص توأم نمايد و به آنچه مىگويد عامل و آراسته باشد.
يكى از متخصصان فن سخنورى درباره يك واعظ و سخنران مىگويد:
مردم براى اين كه به سخن كسى گوش دهند و اعتنا كنند، بايد به او اعتماد داشته باشند و او را درست و راستگو و دانا و صميمى و خيرخواه و مهربان بدانند و ارجمند و گرامى بدارند.
اين مسئله دليل و برهان و توضيح و بيان لازم ندارد و شك نيست كه شنوندگان هر چه اين گمانها و احساسات را درباره گوينده بيشتر داشته باشند سخن او مؤثرتر و نافذتر است.
پس هر كس مىخواهد در دنيا به سخنورى كارى از پيش ببرد يا به مقامى برسد بايد چنان زندگانى كند كه مردم او را به اين صفات بشناسند.
گذشته از اين كه سخنور بايد نزد مردم به اين صفات شناخته شده باشد، هنگام سخنورى نيز بايد چنان سخن بگويد كه اگر او را به اين صفات مىشناسند سخن او آن گمانها را در اذهان تأييد و استوار كند و آن عوالم را در همان حال به ياد آورد و محبت و احترام او در دلها بنشيند و اگر او را نمىشناسند از كلامش به اين عقايد و احساسات درباره او بگرايند. وگرنه به سخنش گوش نمىدهند، يا اگر بدهند از گوش فراتر نمىرود و به دل نمىنشيند.
پس سخنور بايد آن چنان بگويد كه او را درست و راستگو بيابند و نيز بىغرض و خير خواه بجا بياورند، مردم چون كسى را درست و بىغرض و خيرخواه بدانند البته از روى رغبت و ميل به او گوش مىدهند؛ زيرا معتقدند كه بر نفع ايشان سخن مىگويد و از شنيدن آن سود خواهند برد.