عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٩٧ - ٦ - كنارهجويى از مردم
هيچ وقت دو فرد مسلمان از هم قهر و دورى نمىكنند مگر آن كه يكى از آنها مستوجب برائت و بيزارى از خداوند و مستحق لعنت اوست و گاهى هر دو مستحق چنين كيفرى هستند.
راوى عرض كرد: اين يكى كه قهر كرد و در قطع رابطه پيش قدم شد ظالم و متجاوز است، پس بنابراين به چه دليل آن ديگرى كه مظلوم است بايد كيفر ببيند؟! فرمود:
چون او برادرش را به ارتباط و آشتى دعوت نكرد و از سخنش چشم پوشى ننمود، از پدرم شنيدم كه مىفرمود: اگر دو فرد با هم درگير شوند و با هم به نزاع برخيزند و يكى از آنها به ديگرى چشم زخمى وارد سازد بايد مظلوم به رفيق خود بازگردد و به او بگويد: برادر من به تو ستم كردم و مرا عفو كن، تا بدين وسيله خلأ قهر و قطع رابطه ميان او و رفيقش جبران گردد؛ زيرا خداوند متعال داور عادل و دادگسترى است كه حق مظلوم را از ظالم مىستاند[١].
ابو بصير از امام صادق ٧ روايت كرده:
تا آن وقتى كه دو فرد مسلمان از هم دورى مىجويند شيطان همواره خرسند و شادمان است و وقتى به هم مىرسند و دوستى خود را تجديد مىكنند زانوهاى شيطان سست مىگردد به گونهاى كه نمىتواند در جايى قرار بگيرد و رگ و پيوندش از هم گسيخته مىشود و فرياد مىزند: واى بر من كه نابود شدم[٢].
[١] - الكافى: ٢/ ٣٤٤، باب الهجرة، حديث ١؛ وسائل الشيعة: ١٢/ ٢٦١، باب ١٤٤، حديث ١٦٢٥٣.
[٢] - الكافى: ٢/ ٣٤٦، باب الهجرة، حديث ٧؛ بحار الأنوار: ٧٢/ ١٨٧، باب ٦٠، حديث ٧.