عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٩ - استحقاق مدح و ذم
و ناخشنودى حق تو را به ورطه هلاكت و تيرهبختى خواهد كشيد.
راستى، همه ما بايد با توجه به پرونده عبادات ناقابل خود و گناهان زياد در برابر عظمت حق و عناياتش، در مقام شرم و حيا و سرافكندگى و ذلت و خضوع و خشوع باشيم، با اين وصف اگر ما را مداحان مدح كنند براى چه به مدحشان شاد شويم كه در خور مدح نيستيم و آن مدحى كه از ما مىشود در حقيقت ناشى از جهل مداح است و چيزى كه محصول جهل است خشنودى و خوشحالى ندارد و اگر ما را مذمت كنند نبايد محزون گرديم كه به حقيقت در خور مذمتيم گرچه تمام عبادات جن و انس را داشته باشيم كه مذمت تازيانهاى الهى، براى جلوگيرى از طغيان و سركشى نفس چموش است!
به قول حضرت فيض:
|
ز غفلت تو تو را صد حجاب در پيش است |
صفاى چهره جان را نقاب در پيش است |
|
|
بسى كتاب بخواندى كتاب خويش بخوان |
ز كردههاى تو جان را كتاب در پيش است |
|
|
حساب كرده خود كن حساب در چه كنى |
كه ماند از پس و روز حساب در پيش است |
|
|
عذاب روح مكن بهر مال دنيى دون |
عذاب قبر و سؤال و جواب در پيش است |
|
|
ز بهر آنچه ز پس ماندت چه مىسوزى |
زمين حشر و تف آفتاب در پيش است |
|
|
زمانى ار نكنى خواب در دل شبها |
شود كه در لحدت وقت خواب در پيش است |
|
[ومن لا يقدر على صرف الذم عن نفسه ولا يستطيع على تحقيق المدح له كيف يرجى مدحه او يخشى ذمه]
استحقاق مدح و ذم
هرگاه كسى مستحق مذمت باشد و قدرت بر تحقق علل حقيقى مدح براى خود نداشته باشد، چه اميد مدح از او توان داشت و چرا بايد از مذمتش ترسيد كه هر مداحى جز خدا و انبيا و ائمه : بر مدح و ذمشان هيچ اعتبارى نيست، از اين جهت بايد مدح و ذم اشخاص براى انسان فرقى نكند و تعريف و تكذيبشان براى آدمى مساوى باشد.