عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦ - شرايط قضا در كلام امام على
نيفكند و ارباب دعوى و دفاع او را تنگ حوصله و كژ خلق نسازند و در لغزش و خطايى كه از او سرزند اصرار نورزد و چون حقيقت امرى را بشناسد از پذيرفتن آن دلتنگ و از بازگشت به آن حقيقت، آزرده خاطر نگردد و طاير همتش از اوج نزاهت به حضيض طمع نگرايد و در قضا يا به آنچه در وهله نخستين و نظر سطحى بفهمد از كاوش در اعماق حقايق باز نايستد و به هنگام رخ دادن شبهات براى جستن حق، پايداريش بيشتر و تمسك به حجتها فزونتر و ملالتش از آمد و شد متداعيان كمتر و در كشف حقايق امور شكيباتر و به هنگام هويدا شدن حقيقت امر، در اصدار و تنفيذ حكم برندهتر باشد، از آن كسانى كه چاپلوسى و چرب زبانى ايشان را نفريبد و تشويق و تحريض به امرى، از جاده حق منحرفشان نكند.
اين مجموعه اوصافى است كه اميرالمؤمنين ٧ براى قاضى صالح ذكر مىكند و پس از آن، بيان خود را با يك جمله كوتاه بر اين گونه پايان مىبخشند.
واولئك قليل[١].
اى مالك! چنين مردمى كه واجد همگى اين اوصاف و شرايط باشند نادر و كميابند.
زيرا در ميان نفوس بشرى كه مفطور به ضعف و غالبا گرفتار حب و بغض و در گرو شهوت و غضب و اسير خوف و طمعند كمتر نفسى قوى مىتوان يافت كه خويش را از خطر دام و دانه برهاند و به اوج تقوا و قله نزاهت برآيد، خاصه در عرصه قضا كه غالبا دامهاى حساس حيله و دانههاى فريبنده رشوهاش، زيركترين مرغها را از اوج به حضيض مىكشد و گرفتار قيد و بند مىسازد.
[١] -نهج البلاغة: نامه ٥٣؛ بحار الأنوار: ٣٣/ ٦٠٤، باب ٣٠، حديث ٧٤٤.