عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٥٣ - مقتداى حقيقى انسان
نمايند و نعمت فراموش شده او را به يادشان بياورند و با تبليغ دلايل روشن وظيفه رسالت را بجاى آورند و نيروى مخفى عقول مردم را برانگيزانند و بارور سازند و آيات با عظمت الهى را كه در هندسه كلى هستى نقش بسته است به آنان بنمايانند. آسمانهايى برافراشته بالاى سرشان و گهواره گسترده زمين زير پايشان و معيشتهايى كه حياتشان را تأمين نمايد.
با توجه به لطايفى كه در گفتار شاه اوليا حضرت على ٧ هست، آيا كسى به خود جرأت و جسارت مىدهد كه بگويد: نهال وجود انسان بدون باغبانى انبيا و اوليا قابليت رشد دارد؟
بايد به دامن كرامت و حقيقت حضرت ختمى مرتبت كه خلاصه همه انبيا و عصاره همه كتب آسمانى و تجلى تمام ملكوت الهى و ما حصل كل معارف آسمانى است دست توسل زده و آن حضرت را به حقيقت شناخته و به طور كامل از آن جناب در همه شؤون پيروى كرد و وى را مقتداى خود قرار داده و بر اساس دستور واجب حضرت حق به او اقتدا نمود كه علم ازلى آن وجود مبارك را تا قيامت، مقتداى خلق و بر تمام انسانها پيروى از آن حضرت را واجب عينى قرار داده است كه پيروى از او پيروى از خدا و همه انبيا و قرآن مجيد است و نيز پيروى حقيقى از او ما را به سوى ائمه : اثنا عشر كه اول آنان على ٧ و آخر آنان مهدى صاحب زمان ٧ است رهنمون شده و درهاى سعادت دنيا و آخرت را به روى ما باز مىكند.
با توجه به تمام مقدماتى كه در اين فصل گذشت به اين نتيجه مىرسيم كه ما را مقتدايى جز خدا و انبيا و قرآن و ائمه طاهرين : و شاگردان حقيقى آنان كه فقهاى جامع الشرايطند نيست و صراط مستقيمى كه قرآن بر آن پافشارى دارد، همين