عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٨٦ - حلم و بردبارى ملا مهدى نراقى
مولا در آغوش گرفت و عجيب و غريب نسبت به آن حضرت رعايت ادب و احترام كرد و وى را تا داخل منزل برد و چون شاگردى در برابر استاد مقابل نراقى نشست و در كمال خضوع و تواضع از آن حضرت پذيرايى كرد.
پس از پايان مجلس سبب برخوردهاى اول و برخورد اخير را از علامه بحرالعلوم پرسيدند، آن جناب جواب داد: من كتاب «جامع السعادات» را مطالعه كردم و آن را در نوع خود بىنظير ديدم، آرزو داشتم مؤلف آن را ببينم و وى را آزمايش كنم كه آيا آنچه در آن كتاب در باب فضايل اخلاقى نوشته در خود او هست يا نه كه وى را در آن دو مجلس امتحان كردم و ديدم از ايمان و اخلاق و حلم و تواضع و صبر و عاقبتبينى بالايى برخوردار است و از اين جهت در مجلس سوم كمال احترام و ادب و خشوع و خضوع را نسبت به وى مراعات كردم كه او مرد دين و پيكره اخلاق و مجسمه عمل صالح است.
به قول الهى آن مجسمه عرفان و اخلاق:
|
پرسند الهى كيستى ديوانه عشق |
مستى خرابى ساكن ميخانه عشق |
|
|
بر ما فقيران غير آن سلطان كه بخشيد |
گنج شهود و افسر شاهانه عشق |
|
|
بر ما گدايان سر كويش عطا كرد |
آن شاه شاهان گوهر يك دانه عشق |
|
|
گنجى است عشقت اى جمال آراى عالم |
پنهان به كنج اين دل ويرانه عشق |
|
|
عين است و شين و قاف و بس درس و كتابم |
ناموختم درس ديگر فرزانه عشق |
|
|
گيتى مسافرخانه عشق است و خوش باش |
اين يك دو روز اندر مسافرخانه عشق |
|
|
وقف گدايان سر كوى تو كردند |
ملك رضا و شادى شاهانه عشق |
|