عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤٢ - مشورت در اسلام
اى هشام! به حقيقت كه خداوند بر مردم دو حجت دارد، حجت عيان و حجت نهان، حجت آشكار رسولان و پيامبران و امامانند و حجت درونى و نهان عقل است.
مىتوان از اين روايت بدينگونه استفاده كرد كه اگر در انسان عقل نباشد راه استفاده او از انبيا و امامان : مسدود است، اگر انسان بىرابطه با انبيا و امامان : زندگى كند از خسارت و ضرر مصون نخواهد بود؛ زيرا عقل تنها نمىتواند در همه شؤون راهنماى انسان باشد، نياز عقل به عقول عاليه يك نياز طبيعى و ضرورى است و بر انسان است كه از كمكگيرى از عقول الهيه تكبر نكند.
توجه به اين نكته لازم است كه انسان اگر طالب خير و سعادت در امور دين و دنيا و آخرت است بايد در درجه اول از كتاب خدا و درجه بعد از انبيا و به خصوص خاتم رسولان و آن گاه از ائمه طاهرين : و سپس از آنان كه از عقل بيدار و علم و تجربه و تقوا و روح نصيحت برخوردارند مشورت كند كه سير اين مسير آدمى را به مقام قرب و عرصه ملكوت و رضايت حق و بهشت برين رهنمون مىگردد.
مشورت با خدا به اين است كه به كتاب حق، علم و معرفت پيدا كند و از آيات قرآن براى زندگى دستور بگيرد.
مشورت با انبيا و ائمه : به اين است كه به روايات صحيحه مراجعه كند و راه خود را بر اساس دستورهاى آن بزرگواران تنظيم نمايد.
مشورت با صاحبان اوصاف پنجگانه به اين است كه امر خود را با آنان در ميان بگذارد و از آنان بخواهد كه وى را راهنمايى كنند.
اگر كسى عارف به قرآن و روايات نيست، براى بهرهگيرى از آيات و روايات لازم است دست در دست عالم ربانى گذاشته و از دانش او نسبت به آيات و روايات بهره بگيرد.