عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤١ - مشورت در اسلام
به گونهاى نيست كه بتواند عاقبت واقعى هر برنامه و كارى را درك كند، نورافكن عقل قوى نيست و محدوده درك و فهم و بينش انسان بسيار كم است.
انسان اگر بخواهد با تكيه بر عقل تنهاى خود به هر امرى وارد گردد به هر كارى دست بزند، بدون شك ضرر و خسارت انسان بيش از منفعت او خواهد بود.
تاريخ بشر روشنتر از آفتاب نشان مىدهد كه حركت در مسير زندگى به همراهى عقل تنها خسارتهاى غير قابل جبران نصيب انسان كرده است.
قسمت عمدهاى از بدبختىها و تيرهروزىهاى بشر در طول تاريخ معلول همين داستان است.
آنان كه از كمكگيرى از عقول بالاتر و انديشههاى الهى و تفكرات خدايى و به خصوص از كمكگيرى از عقول سفيران حق و امامان معصوم : تكبر كردند به چاه مذلت و هلاكت افتادند.
تشكيل سمينارها، كنفرانسها، مجالس قانونگذارى، مجالس مشورتى، همه و همه دليل قاطع و برهان ساطعى بر اين حقيقت است كه عقل و علم انسان به هر درجهاى كه باشد باز نياز به مشورت دارد.
آيات و روايات بسيار مهم اسلامى هم اين معنا را تصديق مىكنند و انسان را به مشورت با عقول عاليه در امر دين و دنيا و امروز و فردا توجه مىدهند.
حضرت موسى بن جعفر ٧ به هشام فرمودند:
يا هشام! ان لله على الناس حجتين: حجة ظاهرة وحجة باطنة فاما الظاهرة فالرسل والانبياء والائمة : وأما الباطنة فالعقول[١].
[١] - الكافى: ١/ ١٥، كتاب العقل والجهل، حديث ١٢؛ وسائل الشيعة: ١٥/ ٢٠٦، باب ٨، حديث ٢٠٢٩١.