عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٤ - نامهاى تكان دهنده
اما بعد: سزد كه آدمى ضعيف كه تاب گزيدن مورچه ندارد از عذاب خداى و گزيدن حيات و عقارب دوزخ و شكنجه و داغ آن جهان خود را نگاه دارد كه عذاب حق است، وسطوت و بطش او از مجرمان مصروف نيست.
و اگر آدمى انديشد كه خداى كريم و رحيم است، كجا بنده را چنين عذاب كند؟
بايد بينديشد كه آنچه حال خداى با بنده مجرم كرده كه او را محل معصيت آفريدگار خويش و به جفا و نافرمانبردارى قيوم سماوات مبتلا كرده است از ابتلاى به عذاب كمتر نيست، بلكه نزد ارباب همم و اهل معرفت، اين زيادت است، چنان چه اگر يكى از ايشان را مخير سازند ميان عذاب و يا ابتلاى به معصيت، عذاب را دوستتر دارد از ابتلاى به معصيت كه بندگان حقشناس معصيت را براى آن كه معصيت است دشمن دارند با قطع نظر از آن كه سبب عذاب مىشود و يا نمىشود، چنانچه رسول الله ٦ كه در شأن صهيب فرمود:
نعم المرء صهيب لو لم يخف الله لم يعصه[١].
نيكو مردى است صهيب، برفرض اگر از خداى نمىترسيد باز معصيت خدا را نمىكرد.
و بنده مستبصر داند كه اگر العياذ بالله به عذاب جاويد مبتلا شوند اين اهون است از آن كه به نافرمانى و عقوق و جفا در كار آفريدگار تبارك اسمه موصوف گردند، چون خداى عزوجل اين خذلان به بنده پسنديد كه او به چنين موصوف گردد كه نافرمانى خداست، چه عجب اگر او را به عذاب مبتلا گرداند كه اهون از آن است نزد مستبصر حق شناس.
و چون درآخرت، جلال و بزرگوارى خداى بر مجرمان ظاهر شود چنان كه آن را
[١] - شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد: ١٢/ ١٥٠.