عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٩ - مجلسى در كلام عارفى سترگ
خدا گرديد[١].
|
سخن عشق جز اشارت نيست |
عشق در بند استعارت نيست |
|
|
دل شناسد كه چيست جوهر عشق |
عقل را ذرهاى بصارت نيست |
|
|
در عبارت همى نگنجد عشق |
عشق از عالم عبارت نيست |
|
|
هركه را دل ز عشق گشت خراب |
بعد از آن هرگزش عمارت نيست |
|
|
عشق بستان و خويشتن بفروش |
كه نكوتر از اين تجارت نيست |
|
|
گر شود فوت لحظهاى بىعشق |
هرگز آن لحظه را كفارت نيست |
|
|
دل خود را ز گور نفس برآر |
كه دلت را جز اين زيارت نيست |
|
|
تن خود را به خون ديده بشوى |
كه تنت را جز اين طهارت نيست[٢] |
|
مجلسى در كلام عارفى سترگ
در سال هزار و سيصد و پنجاه شمسى در ايام ولادت مولا امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف در شهر همدان جهت تبليغ دين دعوت شدم. در آن زمان بيش از بيست و شش بهار از عمرم نگذشته بود، جذبه مهمى كه مرا به آن شهر كشاند وجود مبارك مردى چون حضرت آيت الله آخوند ملاعلى معصومى كه به حقيقت از اولياى الهى بود، او در آن شهر منشأ آثار بسيار مهمى از قبيل مسجد، كتابخانه، مدرسه علوم دينيه، درمانگاه، بيمارستان، صندوق قرضالحسنه و دارالايتام بود و وجودش براى مردم آن ناحيه شمعى پرفروغ در راه هدايت الهى مىنمود و در
[١] - اربعين حديث: ٣٣.
[٢] - عطار نيشابورى.