عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٥ - مقامى از مقامات اوليا
|
خاك درش بوده سرم سالها |
باز هواى وطنم آرزوست |
|
|
تا كه به جان خدمت جانان كنم |
دامن جان بر زدنم آرزوست |
|
|
بهر تماشاى سراپاى او |
ديده سراپا شدنم آرزوست |
|
|
ديدهام از فرقت او شد سفيد |
بويى از آن پيرهنم آرزوست |
|
|
مرغ دلم در قفس تن بمرد |
بال و پر و جان زدنم آرزوست |
|
|
بر در لب قفل خموشى زدم |
سوى خموشان شدنم آرزوست |
|
|
عشق مهل فيض كه با جان رود |
زندگى در كفنم آرزوست |
|
آرى، هر كس به هر كجا رسيد از ترك گناه و اداى واجبات رسيد و براى پرواز به سوى ملكوت و جلب خشنودى حضرت دوست راهى بجز تسليم به حضرت او و ترك گناه و اداى فرايض وجود ندارد.
چون به ترك معاصى موفق شوى و واجبات و فرايض الهيه را بجا آورى به مقامات عالى الهى و انسانى از جمله مقام با عظمت كشف و شهود و تأثير در نفوس و رابطه گرفتن با وراى عالم رسى و آن گاه از زندگى خود لذتى ببرى كه اهل بهشت در فرداى قيامت از نعمتهاى بهشتى مىبرند.
و اينك چند نمونه از حالات مردان راه دوست:
مقامى از مقامات اوليا
مولا محمد تقى بن مقصود على مجلسى از اعاظم علما و داراى كرامات و خوارق عادات بوده است و استجابت دعايش درباره فرزندش ملا محمد باقر مجلسى كه در تاريخ بشر موجودى كمنظير بوده مشهور آفاق است.
مرحوم ميرزا محمد تنكابنى مىنويسد:
شيخ اسدالله كاظمينى در مقدمه «مقابيس» نوشته است: