عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٤ - گناه غيبت
چه دوستىهاى شيرينى را كه غيبت به دشمنىهاى تلخ مبدل نساخته، چه ظلمها و ستمها و بيدادگرىها كه بر اثر غيبت بر سر بشر نيامده؟!
همه مسلمانها آگاهند كه غيبت معصيت مساوى با خوردن گوشت مرده برادر مؤمن است، ولى با كمال تعجب و با يك دنيا تأسف اكثر آنان به اين گناه خطرناك آلودهاند!
غيبت كنندگان در حقيقت پايمال كننده زحمات انبيا و امامان و اوليا و پشتكنندگان به حقايق الهيه و فيوضات ربانى و دوستان شيطان و رفيقان ابليس و راهرو راه جهنم و ستمكاران بر مردم مظلوم و بىدفاعند.
با ارتكاب هر گناه در حقيقت تيشه به ريشه كمال و سعادت و حركت الهى زده مىشود، همه ما اين مسئله را امتحان كردهايم كه چون به گناهى آلوده مىگرديم، حس مىكنيم كه درون ما را ابرى از تاريكى و ظلمت گرفته و آثار آن ظلمت اين است كه از خود و مردم و معارف حقه و عبادت و طاعت و خدمت و كرامت منزجر شده و دلسرد مىشويم و اين معنا را نيز امتحان كردهايم كه هرگاه به ترك گناهى به لطف حضرت حق موفق شدهايم، در باطن خويش احساس سبكى و نور و روشنايى كرده و گويى دو بال پر قدرت براى پرواز به سوى حضرت دوست پيدا كرده و از عبادت و طاعت و خدمت و انجام فرايض الهيه لذت مىبريم.
در لحظاتى كه حالات عالى ملكوتى به انسان دست مىدهد و نسيم جانبخش فضاى لاهوتى به سوى انسان مىوزد و در رحمت واسعه دوست به روى انسان گشوده مىشود، آدمى با تمام وجود مترنم به اين غزل فيض، آن شوريده عاشق مىگردد:
|
حلقه آن در شدنم آرزوست |
بر در او سر زدنم آرزوست |
|
|
چند بهر ياد پريشان شوم |
خاك در او شدنم آرزوست |
|