عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠٨ - باب ٤٩ در مسئله غيبت
مجادله و مراء خالى از چهار احتمال نيست:
١- مباحثه و مجادله و نزاع و مراء در مسئلهاى است كه هر دو طرف به آن آگاهى دارند، در عين حال با هم منازعه مىكنند، اينان پشت به نصيحت حق و انبيا نموده و براى اظهار فضيلت به بازار فضيحت آمدهاند.
٢- يا هر دو جاهل به حقند و نزاع آنان و مراء و جدالشان جز اظهار جهل و بىخبرى چيزى نيست و پافشارى در جهل از گناهان است.
٣- يا شخص تو عالم به حق است، ولى جدال و مراء براى اين است كه بر طرف تسلط و تفوق يابى و اين تفوق و تسلط ناشى از علو و كبر نفس است كه در پيشگاه حق به سختى مذموم و محكوم است.
٤- يا طرف تو بر حق است و جدال تو براى شكستن حرمت و آبروى اوست و اين ظلم و جور است و از خصايل ابليسى و شيطانى است و رو كردن به هر چهار مورد بر اهل انصاف و آنان كه حق را قبول دارند محال است كه اهل حق اهل حقند.
آن گاه در پايان روايت اين باب امام صادق ٧ مىفرمايند:
هركه ترك مجادله كند ايمانش را محكم نموده و صحبت دين را نيكو داشته و عقل را از آلوده شدن به هواى نفس حفظ كرده است.
حكما گفتهاند:
چنان كه ملكه تخيل موجب نابودى عقل است، ملكه مجادله نيز علت وهن و سستى انديشه و قوه درك است.
باب ٤٩ در مسئله غيبت