عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠٤ - ١٠ - كنشها و واكنشها در اندوه ديگران
ولايت خداوند بيرون است.
عرضه داشتم: چه چيزهايى اين حقوق هفتگانه را تشكيل مىدهد؟ فرمود:
معلى! من نسبت به تو احساس دلسوزى مىنمايم و بيم آن دارم كه مبادا اين حقوق را تباه سازى و نتوانى از آن صيانت و مراقبت كنى و با بيان من به اين حقوق آگاهى پيدا كرده، ولى در به كار بستن آن ناتوان باشى.
عرض كردم: «لا حول ولا قوة الا بالله»، اميدوارم در سايه مشيت حق و با استمداد از حول و قوه او قدرت اداى چنين حقوقى را به دست آورم، امام صادق ٧ فرمود:
١- سادهترين و ناچيزترين حق يك مسلمان بر مسلمان ديگر آن است كه تو خواهان همان چيزهايى براى او باشى كه خود جويا و دوستدار آن براى خويش هستى و درباره او از همان چيزهايى احساس گريز و تنفر نمايى كه خود از آن متنفر و گريزان هستى.
٢- از خشمگين ساختن او برحذر بوده و پويا و جوياى مراتب رضا و خشنودى او باشى و از دستور او فرمان برى.
٣- بايد به او با جان و مال و دست و زبان مدد رسانى.
٤- بايد چشم بينا و رهنمود پرداز و آيينه او باشى.
٥- نبايد تو سير باشى او گرسنه، تو سيراب باشى او تشنه، تو تنپوش داشته باشى او برهنه.
٦- اگر تو داراى خادم و نوكر هستى و او فاقد آن است، بر تو لازم مىباشد كه خادم خود را در جهت خدمت به او نزد وى گسيل دارى تا جامه او را بشويد و غذاى او را فراهم آورد و بسترش را آماده سازد.
٧- بايد سوگند او را باور داشته باشى، دعوت او را بپذيرى، هنگام بيمارى