الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٥٨٦ - الباب الثالث عشر فيما جاء من الأحاديث القدسية في النص على الإمامة من طريق العامة
كه بر در بهشت نوشته شده، با اين كه خداوند قبلا عالم بوده كه على عليه السلام بعد از وفات پيامبر ادعاى امامت و خلافت مىكند و مردم با وى بيعت نمىنمايند اگر اين ادعاى امام دروغ باشد، چگونه خداوند او را حبيب خود مىداند؟ پس همين كلمات به طور وضوح دلالت بر صحت ادعاى حضرت على عليه السلام دارد و بطلان ادعاى ديگران را ثابت مىكند.
و همچنين است سخن در باره موافقت امام حسن و امام حسين عليهما السلام در ادعاى امامت با على عليه السلام بعد از على و جنگ حسن با معاويه و جنگ حسين با فرزند او (يزيد). اگر ادعاى اينها بر خلاف واقع بود، چگونه خداوند آنها را برگزيدگان خود معرفى مىكرد؟ پس برگزيده بودن آنها دلالت بر صحت امامت آنان دارد و ادعاى دشمنان را باطل مىكند. حتى در آخر حديث، خداوند دشمنى با آنان را حرام كرده است و همين جمله اقتضا مىكند كه تصديق ادعاى آنان بر مردم واجب است. مع هذا خداوند بر همه چيز دانا و عالم است.
و قال: أخبرني شهردار بن شيرويه بن شهردار الديلميّ عن أبيه عن أبي الحسن الميدانيّ عن أبي محمّد الحلّال عن محمّد بن عبد اللَّه بن عبد المطّلب عن محمّد بن الحسن بن نعيم بالطائف عن عبد اللَّه بن المنهال بن بحر عن عبد اللَّه ابن حميد عن موسى بن إسماعيل عن أبيه إسماعيل بن موسى عن جدّه عن جعفر ابن محمّد عن أبيه عليهم السلام عن جابر بن عبد اللَّه قال: قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: جاءني جبرئيل من عند اللَّه بورقة آس خضراء مكتوب فيها ببياض: إنّي افترضت محبّة عليّ بن أبي طالب على خلقي فبلّغهم ذلك عنّي.
أقول: تقدّم تقرير الاستدلال بمثله باز هم خوارزمى از شهردار بن شيرويه بن شهردار ديلمى از پدرش از ابو الحسن ميدانى از ابو محمد حلال از محمد بن عبد اللَّه بن عبد المطلب از محمد