الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٢٢٩ - الباب العاشر فيما ورد في شأن عيسى عليه السلام
درخت از رضوان است و آبش هم از چشمه تسنيم (يكى از چشمههاى بهشت) و خنكى آن آب مانند خنكى كافور است و طعم آن مانند طعم زنجبيل مىباشد هر كس جرعهاى از آن چشمه بنوشد، هرگز تشنه نمىشود.
عيسى عرض كرد: خداوندا، مرا از آب آن چشمه سيراب كن. خداوند فرمود: اى عيسى، اين چشمه تا وقتى كه محمد از آن نخورده است، به بشر حرام است و به همه امتها حرام است تا اين كه امت محمد از آن بخورد. من تو را در نزد خود بلند مىكنم و بعد هم در آخر زمان تو را به زمين مىفرستم تا از امت محمد عجايبها ببينى و در قتل دجال لعين هم به آنان كمك كنى و هنگامى كه آن امت نماز مىخواند، تو را به زمين نازل مىكنم. چون به آن امت رحم شده است.
حافظ رجب برسى اين حديث را در كتاب خود، بطور مرسل تا عبارت «و سخنان او را بشنود» بيان كرده است.
و عن أحمد بن محمّد بن يحيى العطار عن أبيه عن أحمد بن أبي عبد اللَّه البرقيّ عن محمّد بن عليّ الكوفيّ عن شريف بن سابق التفليسيّ عن إبراهيم بن محمّد عن الصادق عن أبيه عن آبائه عليهم السلام [قال:] قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: مرّ عيسى عليه السلام بقبر يعذّب صاحبه، ثمّ مرّ به من قابل فإذا هو ليس يعذّب، فقال: يا ربّ، مررت بهذا القبر عام أول و هو يعذّب و مررت به العام فإذا هو ليس يعذّب؟! قال: فأوحى اللَّه إليه: يا روح اللَّه، إنّه أدرك له ولد فأصلح طريقا و آوى يتيما فغفرت له بما عمل ابنه.
و از احمد بن محمد بن يحيى عطار از پدرش از احمد بن ابو عبد اللَّه برقى از محمد بن على كوفى از شريف بن سابق تفليسى از ابراهيم بن محمد از حضرت صادق از پدرش از پدرانش عليهم السلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده كه حضرت فرموده: روزى عيسى عليه السلام به سر قبرى رسيد كه صاحبش معذب بود. پس از يك سال بعد دوباره به سر آن قبر آمد لكن ديد كه صاحبش معذب نيست. عرض كرد: خداوندا، سال گذشته بر اين قبر برخوردم ديدم صاحبش معذب است ولى