الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ١٠١ - الباب السابع فيما ورد في شأن موسى عليه السلام
پدرش عمل خير كرده، خداوند از تفضل خود به فرزندش پاداش خيرى دهد و اگر عمل پدرش بد باشد آن خير را خداوند از پسر منع مىكند).
اگر كسى مستحق نباشد، خير را از او منع كنند. جايز است به اين عمل شر اطلاق شود. البته بر حسب مجاز چنان كه در سخن بعضى از حكما آمده، عمل شر شخص كريم، آن است كه خيرش را از تو منع كند و خير شخص لئيم آن است كه به تو شر نرساند. با توجه به اين كه اجبار در معصيت باطل است، در معانى باقيمانده حديث اشكال نيست. بلكه اسناد زنا بر زنان دلالت بر اين دارد كه آنها آن عمل را با ميل خود انجام دهند نه با اكراه و اجبار. خداوند به حقايق امور آگاهتر است.
و عنهم عن أحمد عن أبي العبّاس الكوفيّ و عن عليّ بن إبراهيم عن أبيه جميعا عن عمرو بن عثمان عن عبيد اللَّه الدهقان عن درست بن عبد الحميد عن أبي إبراهيم عليه السلام قال: قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: مكتوب في التوراة: إنّ اللَّه قاتل القاتلين، و مفقر الزانين، لا تزنوا فتزني نساؤكم، كما تدين تدان.
و از عدهاى از اصحاب ما از احمد از ابو عباس كوفى از على بن ابراهيم از پدرش و همه اينها از عمرو بن عثمان از عبيد اللَّه دهقان از درست بن عبد الحميد از ابو ابراهيم عليه السلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل كردهاند كه حضرت فرمود: در تورات نوشته شده كه خداوند فرموده: من قاتل قاتلان و فقيركننده زانيان هستم. «زنا نكنيد تا با زنانتان زنا نكنند. چون هر عمل پاداش دارد».
و عن محمّد بن يحيى عن أحمد بن محمّد بن عيسى عن الحسن بن محبوب عن إسحاق بن عمّار عن أبي عبد اللَّه عليه السلام قال: إنّ في التوراة مكتوبا: يا ابن آدم، اذكرني حين تغضب أذكرك حين أغضب، فلا أمحقك فيمن أمحق، فإذا ظلمت بمظلمة فارض بانتصاري لك، فإنّ انتصاري لك خير من انتصارك لنفسك.