الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٩٥ - الباب السابع فيما ورد في شأن موسى عليه السلام
و از على بن ابراهيم از پدرش از ابن محبوب از جميل بن صالح از يزيد كناسى از امام باقر عليه السلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده كه حضرت فرمود: خداوند به موسى وحى كرد كه: قبل از خارج شدن از مصر، استخوانهاى جسد يوسف را پيدا كن و با خود از مصر بيرون ببر و در بيت المقدس شام دفن كن. حضرت موسى از مردم سراغ قبر يوسف را گرفت. هيچ كس آن را نمىشناخت مگر يك پير زن. آن پيرزن هم گفت: من محل قبر يوسف را به تو نمىگويم مگر اين كه خواسته مرا انجام دهى. خداوند به موسى وحى فرمود: براى تو گران نيايد كه از دستور يك پيرزن اطاعت كنى، قبول كن. موسى به آن پيرزن گفت: بگو از من چه مىخواهى؟ گفت: مىخواهم كارى بكنى كه من در بهشت با تو هم درجه باشم.
شيخ صدوق اين روايت را در كتاب فقيه، به شكل مرسل روايت نموده است.
و عن عدّة من أصحابنا عن سهل بن زياد عن محمّد بن سليمان عن أبيه عن أبي عبد اللَّه عليه السلام أنّه قال في حديث: إنّ سبعين رجلا من بني إسرائيل رفضوا فرعون و قومه، فلحقوا بموسى فسمّوا في عسكر فرعون الرافضة، لأنّهم رفضوا فرعون فأوحى اللَّه إلى موسى أن أثبت لهم هذا الاسم في التوراة فإنّي قد سمّيتهم به، و نحلتهم إيّاه، ثمّ ذخر اللَّه لكم هذا الاسم حتّى نحلكموه.
- و رواه البرقيّ في المحاسن عن يعقوب بن يزيد عن ابن محبوب عن محمّد ابن سليمان الديلميّ عن رجلين من أصحابه عن أبي عبد اللَّه عليه السلام نحوه.
و از عدهاى از اصحاب ما از سهل بن زياد از محمد بن سليمان از پدرش از ابو عبد اللَّه عليه السلام نقل كردهاند كه حضرت ضمن بيان حديثى فرمود: هفتاد نفر از بنى اسرائيل كه در ارتش فرعون خدمت مىكردند، فرعون و ارتشش را ترك كرده به حضرت موسى ملحق شدند. در ارتش فرعون نام آنها را رافضى گذارند