الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٥٤٩ - الباب الثاني عشر ما جاء من الأحاديث القدسية في شأن أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام و في النص عليهم، و في معنى الإمامة
محمد هارون بن موسى تلعكبرى، در ربيع الاول سال ٣٨١ از ابو على محمد بن همام از عامر بن كثير بصرى از حسن بن محمد بن ابو شعيب حرانى از مسكين ابن بكير ابو بسطام از شعبه بن حجاج از هشام بن زيد از انس بن مالك (حديث را كه خواهد آمد) نقل كرده است.
باز هم هارون از حيدر بن محمد بن نعيم سمرقندى از ابو نصر محمد بن مسعود عباس از يوسف بن سخت بصرى از منجاف بن حارث از محمد بن بشّار از محمد بن جعفر عندر از هشام بن زيد از انس مالك، حديثى ذكر كرده كه از جمله آن حديث اين است كه: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: وقتى كه من در شب معراج به آسمانها صعود كردم، جايى رسيدم كه جبرئيل خواست مرا ترك كند، گفتم: دوست من مرا در اين موقع ترك مىكنى؟ جبرئيل گفت:
يا محمد، من نمىتوانم از اين مقام بالاتر بروم. چون اگر بالا بروم بالهايم مىسوزد. بعد نورى مرا از هر طرف احاطه كرد و خداوند بر من وحى فرمود: اى محمد، من از همه بندگان روى زمينم آگاه شدم، از ميان آنها تو را اختيار كردم و پيامبر نمودم و دفعه دوم هم كه به زمين نگاه كردم از ميان همه مردم روى زمين على را انتخاب نمودم و او را جانشين تو قرار دادم و او بعد از تو امام و وارث علم تو است و از صلب شما دو نفر، نسلهاى پاكى را بيرون مىآورم كه آنها امامان معصوم و وارثان علم من هستند. پس اگر وجود شما دو نفر نبود، من نه دنيا را خلق مىكردم و نه آخرت را و نه بهشت را مىآفريدم و نه جهنم را. اى محمد، مىخواهى آن فرزندانت را ببينى؟ گفتم: بلى، اى خداوند بزرگ.
خطاب آمد كه: سرت را بلند كن. من سرم را بلند كردم، در آن هنگام نور على و فاطمه و حسن و حسين و على بن حسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على و مهدى را ديدم كه مىدرخشند مانند ستارگان بسيار درخشنده.
من گفتم: خداوندا، اينها چه كسانى هستند؟ ندا آمد: اى محمد، اينها امامان پاك