الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٤٧٧ - الباب الثاني عشر ما جاء من الأحاديث القدسية في شأن أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام و في النص عليهم، و في معنى الإمامة
خداى تو هستم. پس بر من عبادت كن و بر من توكل نما. به درستى كه تو نور من هستى در ميان بندگانم و رسول منى به خلقم و حجت من هستى بر انسانها.
براى تو و كسانى كه از تو پيروى كنند، بهشت را آفريدم و آتش جهنم را براى كسانى كه با تو مخالفت كنند آفريدم و براى اوصياى تو كرامت خودم را واجب كردم و ثواب خود را براى شيعيان اوصياى تو واجب نمودم.
پس من گفتم: خداوندا، اوصياى من چه كسانى هستند؟ صدايى شنيدم كه گفت: اى محمد، اوصياى تو نامشان در پايه عرشم نوشته شده است. در حالى كه من در ميان قرب خداوند بودم به ساق عرش نگاه كردم، دوازده نور ديدم كه در داخل هر نور يك سطر سبز رنگ بود كه در هر كدام از آنها نام اوصياى من نوشته شده بود كه اولش على بن ابى طالب و آخرشان مهدى امت من بودند.
پس من گفتم. اى خداوند من، اينها اوصياى من بعد از من هستند؟ خطاب آمد: اى محمد، اينها اولياء و دوستان و برگزيدگان من هستند و حجتهاى من بر مردم زمين بعد از تو مىباشند. به جلال و عزتم سوگند، بوسيله اينها دين خود را ظاهر مىكنم و كلمه حق خود را بوسيله اينها اعلام مىدارم و بوسيله آخرين نفر آنها زمين را از لوث وجود دشمنانم پاك مىكنم. مشرق و مغرب زمين را در اختيار آخرين اينها قرار مىدهم. بادها را مسخر او مىنمايم. ابرهاى سخت را در برابر ارادهاش ناتوان مىكنم. همه وسايل پيروزى را برايش فراهم مىكنم و با ارتش خودم او را يارى مىكنم و بوسيله ملائكه او را كمك مىكنم تا دعوت مرا به همه مردم آشكار كند و همه مردم را در زير لواى توحيد من جمع كند.
بعد هم ملك و حكومت او را ادامه مىدهم و روزها را ميان اولياى خود تبديل مىكنم تا روز قيامت.
شيخ صدوق اين حديث را در عيون الاخبار با همين سلسله سند ذكر كرده است.
و قال: حدّثنا أبي عن سعد بن عبد اللَّه عن الحسن بن موسى الخشّاب