الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٤٠٧ - الباب الثاني عشر ما جاء من الأحاديث القدسية في شأن أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام و في النص عليهم، و في معنى الإمامة
نسبت به ساير انبياء برترى دادم و وصى تو را هم نسبت به اوصياى آنان افضل نمودم و من به تو با دادن دو نوهات (حسن و حسين) كرامت كردم، حسن را بعد از انقضاى مدت عمر پدرش معدن علم خودم قرار دادم و حسين را هم خزانه دار وحى خود ساختم و بوسيله شهادت او را گرامى ساختم و پايان عمرش را توام با سعادت نمودم. پس او افضل از همه شهداء از حيث درجه مىباشد.
كلمه تام خود را در نزد او قرار دادم و حجت بالغ من با اوست. بوسيله محبت او و خانوادهاش، من پاداش نيكو مىدهم و يا در اثر دشمنى بر او عذاب مىدهم. اول آنها از صلب امام حسين، سيد عبادتكنندگان و زينت اولياى من مىباشد. بعد از او فرزندش كه شبيه جدش احمد است، محمد باقر را معدن علم و حكمتم قرار دادم. به زودى شكّكنندگان در باره امامت جعفر هلاك مىشوند (يعنى هر كس امامت امام صادق را شك كند جزو گمراهان است) هر كس جعفر را رد كند مانند اين است كه سخن حق مرا رد كرده. من جعفر را گرامى خواهم نمود و او را بواسطه احسان و محبت به پيروان و اصحاب و دوستدارانش شاد و مسرور خواهم نمود. و بعد از او براى فرزندش موسى آزمايش كور و تاريك مقدر شده (يعنى اغلب عمرش را در زندان خواهد گذراند). زيرا ريسمان قضاى من قطع نمىشود و حجتم هم مخفى نمىماند. و اولياى من بوسيله جانهاى وفا به عهد، سيراب مىشوند و هر كس يكى از اينها را انكار كند، نعمت مرا انكار كرده (چون وجود امام براى هدايت و جلوگيرى از گمراهى، بزرگترين نعمت مىباشد). و هر كس آيه را از كتاب من تغيير بدهد به من تهمت زده است.
واى بر افترا زنان و كسانى كه هنگام پايان مدت عمر موسى بنده و دوست و برگزيده من، در باره امامت فرزندش على (امام رضا) كه ولى و ناصر من مىباشد او را انكار كنند. اين على كسى كه من او را با لباس نبوت پوشاندم (يعنى جانشين نبوت كردم). او را يك عفريت مستكبر مىكشد و در شهرى دفن مىكند كه آن را بنده صالحى بنا كرده است (منظور شهر مشهد است) در كنار يك شخص