الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٣٣٦ - الباب الحادي عشر فيما ورد بشأن سيدنا و نبينا محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله
نور جلالك محمّد فننقص من تسبيحك؟ فقال اللَّه لهم: يا ملائكتي، إذا أنتم صلّيتم على حبيبي محمّد فقد سبّحتموني و قدّستموني و هلّلتموني.
شيخ رجب حافظ برسى از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه حضرت فرمود:
وقتى خداوند عرش را آفريد، هفتاد هزار ملك هم آفريد و به آنان امر كرد دور عرش نورانى من طواف كنيد و به من تسبيح بگوييد و عرش مرا حمل كنيد. آن ملائكه طواف كردند و تسبيح گفتند. بعد خواستند عرش را حمل كنند، نتوانستند.
خداوند فرمود: دور عرش مرا طواف كنيد و بر نور و جلال من كه محمد است و حبيب من مىباشد صلوات بفرستيد، بعد عرش را بلند كنيد. ملائكه گفتند:
خداوندا، تو ما را امر به تسبيح و تقديس خودت كردى، حالا كه امر مىكنى به نور جلال تو محمد صلوات بفرستيم، از تسبيح تو كم مىشود. خداوند به آنها فرمود: اى ملائكههاى من، وقتى كه شما بر محمد صلوات فرستاديد، مثل اين است كه به من تسبيح و تقديس و تهليل مىگوييد.
و روى أبو عليّ الفضل بن الحسن الطبرسيّ في آخر سورة الكهف من التفسير الصغير[١] عن النبيّ صلى اللَّه عليه و آله قال: قال اللَّه تعالى: أنا أغنى الشركاء عن الشرك، فمن عمل عملا أشرك فيه غيري فأنا بريء منه، و هو للذي أشرك.
و قد ورد هذا المعنى من طرق كثيرة بألفاظ مختلفة كما تقدّم[٢] و يأتي.
ابو على فضل بن حسن طبرسى در آخر سوره كهف از مجمع البيان خود از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه حضرت فرمود: خداوند مىفرمايد: من بىنياز از شريك مىباشم. پس هر كس عملى را انجام دهد و غير از من كسى را در آن عمل شريك بكند، من از آن شخص برى هستم آن عمل هم مال
[١]- يعنى مجمع البيان.
[٢]- راجع حديث ٣٣٤ و ٣٤٩.