الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٢٥٧ - الباب الحادي عشر فيما ورد بشأن سيدنا و نبينا محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله
مىكنند و به زمين مىريزند. همين طور است دختران كه وقتى به سن رشد رسيدند و حالت زنانگى را احساس كردند، فورا بايد شوهر كنند و گر نه آنها از فساد ايمن نيستند چون آنها هم بشرند و قادر به كنترل خود نيستند.
و عن عليّ بن إبراهيم عن أبيه عن حمّاد بن عيسى عن إبراهيم بن عمر اليمانيّ عن جابر عن أبي جعفر عليه السلام قال: قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: حدّثني جبرئيل:
إنّ اللَّه عزّ و جلّ أهبط إلى الأرض ملكا، فأقبل حتّى وقف على باب دار عليه رجل يستأذن، فقال له الملك: ما حاجتك؟ قال: أخ لي مسلم زرته في اللَّه تعالى، فقال له الملك: ما جاء بك إلّا ذاك؟ قال: ما جاء بي إلّا ذاك، قال: فإنّي رسول اللَّه إليك و هو يقرؤك السلام و يقول: وجبت لك الجنّة، و قال الملك: إنّ اللَّه تعالى يقول أيّما مسلم زار مسلما فليس إيّاه زار إيّاي زار و ثوابه عليّ الجنّة.
- و رواه الصدوق في المجالس و ثواب الأعمال، و البرقيّ في المحاسن.
و از على بن إبراهيم از پدرش از حماد بن عيسى از ابراهيم بن عمر يمانى از جابر از ابو جعفر عليه السلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده كه حضرت فرمود:
جبرئيل برايم گفت كه: خداوند تعالى ملكى را به سوى زمين فرستاد. آن ملك آمد تا به خانهاى رسيد كه مردى بر در آن بود. ملك به او گفت: كه حاجت تو چيست؟ آن مرد گفت كه: برادر مسلمانى به خاطر خداوند تعالى مهمان من است. ملك به او گفت: من هم به خاطر همين كار تو آمدهام. آن مرد گفت: به خاطر همين كار؟ پس آن ملك گفت كه: من فرستاده خدا به سوى تو هستم و او به تو سلام مىرساند و مىفرمايد كه: بهشت را بر تو واجب كردم.
سپس ملك گفت: خداوند متعال مىفرمايد: هر مسلمانى مسلمان ديگر را مهمان كند، در اصل من مهمان او هستم و پاداش او در بهشت است.