پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٢٠ - ايمان، كفر و شرك از نگاه امام كاظم عليه السلام
ما فرض على السمع و فرض على السمع غير ما فرض على اليدين و فرض على اليدين غير ما فرض على الرجلين و فرض على الرجلين غير ما فرض على الفرج و فرض على الفرج غير ما فرض على الوجه،
خداى- تبارك و تعالى- [پذيرش] ايمان را بر تمام جوارح و اعضاى بدن آدمىزاده واجب گرداند و آن را بر اعضاى بدن تقسيم كرده، هريك را بهرهاى از ايمان داد و هريك از اعضاى انسان به گونهاى از ايمان مأمور شده كه ديگر عضو، بدان مأمور نشده است.
[مثلا] از آن جمله قلب انسان است كه مىانديشد، فرا مىگيرد و مىفهمد و فرمانروايى بر تمام اعضا و جوارح را در اختيار دارد و هيچ عضوى بدون فرمان او كارى انجام نمىدهد.
ديگرى دست انسان است كه بدان قدرتنمايى كرده، حريف را از پاى درمىآورد و دو پاى اوست كه با آن دو عضو راه مىرود. عضو ديگر فرج (دستگاه آميزش) اوست كه ميل جنسى از آن، برمىخيزد، ديگر عضو، زبان اوست كه كتاب به وسيله آن گويا مىشود و اين عضو عليه اندامها گواهى دهد و چشمان كه با آن مىبيند و گوشها كه با آن مىشنود.
[بنابراين و به حسب تفاوت كارآيى اعضا، مسؤوليتهاى آن نيز متفاوت مثلا] بر قلب چيزى واجب شده كه بر زبان واجب نشده، بر زبان چيزى واجب گشته كه بر چشم واجب نگرديده، بر چشم چيزى واجب شده كه بر گوش واجب نشده است. بر گوش چيزى تكليف شده كه دست بدان مكلف نشده و بر دست امرى واجب گرديده كه برپا واجب نشده و وظيفه پا غير از وظيفه فرج و وظيفه فرج غير از وظيفه چهره است.
فأمّا ما فرض على القلب من الإيمان فالاقرار و المعرفة و التصديق و التسليم و العقد و الرضا بأن لا آله إلّا اللّه وحده لا شريك له، أحدا، صمدا، لم يتخذ صاحبة و لا ولدا و أن محمدا صلّى اللّه عليه و آله عبده و رسوله.
[در اينجا امام كاظم عليه السّلام به شرح وظايف اعضاى انسان پرداخته فرمود:] اما ايمانى كه بر