پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٤٤ - نيكى به مردم
آن مرد گفت: نه.
امام عليه السّلام فرمود: بنابراين تو هلاكت و تباهى جاودانه مىخواهى.[١]
نيكى به مردم
امام كاظم عليه السّلام نسبت به مسلمانان احسان و نيكى فراوانى مىكرد و هركس با هرحاجت و خواستهاى آهنگ امام مىكرد با آرامش فكر و دلى تهى از داغ و اندوه نياز بازمىگشت. حضرت، شاد كردن و برآوردن نياز مردم را از بالاترين و والاترين كارهاى نيك مىدانست و از همينرو در برآوردن نياز درماندگان و دور كردن دست تطاول ستم از ستمديده هرگز كوتاهى نمىكرد. حضرتش با همين ديدگاه به «على بن يقطين» اجازه داد تا وارد دستگاه هارون الرشيد شود.
آن حضرت خدمت به مردم و برادران دينى را كفاره خدمت در دستگاه سلطان مىخواند. جماعتى بلازده و گرفتار مصيبت شده نزد امام عليه السّلام رفتند و حضرت اندوه آنان را زدود و دلهايشان را سرشار از اميد و مهربانى كرد. داستان زير ماجراى يكى از آن بلازدگان است كه به حضرت پناه برد و مورد عنايت امام عليه السّلام قرار گرفت:
او[٢] از مردم رى بود كه بدهى سنگينى به حكومت رى داشت، اما از پرداخت آن ناتوان بود و بيم آن داشت كه حاكم رى دارايىاش را به جاى بدهى از او بستانند. در انديشه شد كه چه بايد بكند؟ لذا، درصدد يافتن راه حلى برآمد. او به تحقيق درباره حاكم و هويت او برآمد و دريافت كه حاكم از شيعيان است. به همين جهت آهنگ سفر مدينه و ديدار امام كاظم عليه السّلام كرد،
[١] . ابن شهر آشوب المناقب ٤/ ٣١٢.
[٢] . آنگونه كه در مأخذ آمده على بن طاهر صورى نام داشت.