پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٢٢ - ايمان، كفر و شرك از نگاه امام كاظم عليه السلام
به درستى كه على عليه السّلام درى از درهاى هدايت است. پس هركه از اين دروازه درون شود مؤمن است، هركس از اين دروازه بيرون رود كافر است و هركس از آن داخل يا بيرون نشود در طبقه (شمار) كسانى است كه خداوند را در [آفرينش] آنان مشيت [و حكمت] است».
٥. از «بكر بن موسى واسطى» آمده است كه گفت: «از ابو الحسن، موسى عليه السّلام درباره شرك و كفر و اينكه كدام پيشتر بوده، پرسيدم. امام عليه السّلام فرمود: ما عهدى بك تخاصم الناس؛ به ياد ندارم كه با مردم مخاصمه (جدال) كنى!
گفتم: هشام بن الحكم مرا دستور داد تا از شما در اينباره سؤال كنم.
امام عليه السّلام فرمود: الكفر أقدم و هو الجحود، قال لإبليس أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ[١]؛
كفر پيشينهدارتر است، چرا كه انكار است [و خداوند] درباره ابليس فرموده: مگر ابليس كه ابا و تكبر ورزيد و از گروه كافران گرديد».[٢]
٦. از «حسين بن الحكم» نقل شده است كه گفت: «نامهاى به عبد صالح عليه السّلام نوشته يادآورى كردم كه دچار «شك» شدهام، چرا كه حضرت ابراهيم عليه السّلام نيز عرضه داشته بود: رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى؛[٣]
پروردگارا، به من بنما كه چگونه مردگان را زنده خواهى كرد» و من دوست دارم چيزى به من بنمايانى [تا از اين شك رها شوم].
امام عليه السّلام در پاسخ نوشت: إن إبراهيم كان مؤمنا و أحب أن يزداد إيمانا، و أنت شاك و الشاك لا خير فيه؛ به يقين، ابراهيم عليه السّلام مؤمن بود و دوست مىداشت [با ديدن دليل و برهانى الهى] ايمانش فزونى گيرد، در حالىكه تو دستخوش شك هستى و در انسان گرفتار شك، خيرى نيست.
[١] . بقره/ ٣٤.
[٢] . تفسير عياشى ١/ ٣٤.
[٣] . بقره/ ٢٦٠.