پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٦ - پيامدهاى قيام فخ
پيامدهاى قيام فخ
شهادت حسين رهبر قيام فخ و يارانش نقطه پايانى بر قيام آنان بود. هادى عباسى بازماندگان از علويان را آماج تهديد خود قرار داد و با اشاره به ارتباط قيام حسين با بزرگ اين خاندان؛ يعنى موسى بن جعفر عليه السّلام، گفت: «به خدا سوگند، حسين جز به فرمان او (امام كاظم عليه السّلام) قيام نكرد و غير از جلب محبت او، راه ديگرى را پيروى ننمود [و نخواست]، زيرا او از ميان افراد خاندان رسالت، صاحب وصيت (امامت) است. خداى مرا بكشد اگر او را مهلت زنده بودن بدهم».[١]
على بن يقطين امام كاظم عليه السّلام را از اين تصميم هادى آگاه كرد. امام افراد خاندان و شيعيان خود را گرد آورد و از نامه على بن يقطين آگاهشان نمود، سپس فرمود: در اينباره چه مىگوييد؟
گفتند: پيشنهاد ما به تو- كه خدايت سلامت بدارد- اين است كه از ديد و دسترس اين سركش دور شده و خويش را پنهان نمايى.
امام لبخندى زدند و به يك بيت از «كعب بن مالك» از بنى سليمه تمثل جست كه:
«قريش مدعى شد كه بر خداى (آفريدگار) خود پيروز خواهد گشت، پس [برود و] بر پيروز [مطلق] كه همه را از پاى درمىآورد. پيروز شود (هرچه در توان دارد انجام دهد كه او را در برابر خداوند سودى ندارد)».[٢]
سپس حضرت كاظم عليه السّلام روى به قبله گرداند و دعاى جوشن صغير را- كه
[١] . همان ٤٨/ ١٥٠- ١٥٣( به نقل از ابن طاووس مهج الدعوات).
[٢] .
|
زعمت سخينة أن ستغلب ربّها |
فليغلبنّ مغالب الغلّاب |
|