پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢٢ - ٢ تلاش براى مسموم كردن امام عليه السلام
دست داده، تصميم به كشتن امام عليه السّلام بگيرد.
به همين منظور درخواست رطب (خرماى تازه) كرد و يك دانه از آنها را برداشت و با دست خود درون آن زهر گذارد، سپس به خادم خود گفت: «اين را براى موسى بن جعفر ببر و به او بگو: امير المؤمنين خود از اين رطب خورده است و به حقى كه بر تو دارد سوگندت مىدهد تمام آنها را بخورى كه او اين رطبها را با دست خود براى تو انتخاب كرده است. آنگاه به خادم خود سفارش كرد: مراقب باش تمام رطبها را بخورد و چيزى از آن را به ديگرى نخوراند. خادم ظرف رطب را نزد امام عليه السّلام برد و پيام هارون را به حضرت رساند. امام عليه السّلام شروع به خوردن رطب كرد.
هارون ماده سگى داشت كه بسيار دوستش مىداشت و زنجير و قلادهاى از طلا بر گردنش كرده بود. سگ در همين اثنا خود را [از دست پرستار خود] كشيد، شتابان نزد امام كاظم عليه السّلام رفته، همانجا ايستاد. امام عليه السّلام با خلال (سيخى از آهن يا چوب كه براى خوردن رطب و ميوههايى مشابه آن مورد استفاده قرار مىگرفت) همان رطب آلوده به زهر را برداشت و نزد سگ انداخت. سگ رطب را خورد در اندك زمانى بر زمين افتاد و از پاى درآمد و حضرت باقى مانده رطبها را خورد. بدين ترتيب توطئه هارون الرشيد براى از ميان برداشتن امام عليه السّلام با شكست روبرو شد و خداوند امام كاظم عليه السّلام را از گزند هارون نجات داد و خطر را از آن حضرت دور گرداند».[١]
[١] . عيون الاخبار ١/ ١٠١- ١٠٢ و بحار الانوار ٤٨/ ٢٢٣ حديث ٢٦( به نقل از عيون اخبار الرضا حديث ١/ ١٠١- ١٠٢).