پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٦ - مبحث دوم موضعگيرى هارون نسبت به امام كاظم عليه السلام
گفت: با دانش خود از ديگران بىنياز شدهاى [حق است] كه خداوند مىفرمايد: كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى* أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى[١]؛ حقّا كه انسان سركشى مىكند. همينكه خود را بىنياز پندارد. [بدينترتيب پيشزمينهاى فراهم شد تا هارون بپندارد كه به آرزوى خود رسيده است.]
امام به او فرمود: به من بگو: اگر در صورتهاى تصادفى حرارت كلى كامل شده، حركتهاى طبيعى در آن پياپى شدند و قواى عنصرى در آن استحكام يافته و استوار شدند [حال چنين موجودى] بهرهاى عقلى هستند، يا اشباحى وهمى؟
مرد هندى از اين پرسش امام عليه السّلام بهتزده شد، بر سر امام كاظم عليه السّلام بوسهاى زد و گفت: با كالبدى ناسوتى به گفتارى لاهوتى سخن گفتى.
هارون [با ديدن اين صحنه، گوهر ناپاك خود را بروز داد و] گفت: ما هر چه خواستيم شكوه و عظمت اين خاندان را درهم شكسته، از منزلت آنان بكاهيم، اما خداوند جز اين را مىخواهد و پيوسته بر رفعت و شكوه آنان مىافزايد.
آنگاه حضرت كاظم عليه السّلام اين آيه را تلاوت فرمود: يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ[٢]؛ مىخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا- گرچه كافران را ناخوش افتد- نور خود را كامل خواهد گردانيد.[٣]
٤. داستان زير، تلاش حيلهگرانه و سالوسانه هارون را براى ترور از پيش طراحىشده امام كاظم عليه السّلام كه به خواست خداوند با شكست و ناكامى روبرو شد، روشن مىكند. باهم مىخوانيم:
[١] . علق/ ٦ و ٧.
[٢] . صف/ ٨.
[٣] . عوالم العلوم( الامام موسى بن جعفر) ١/ ٣١٤( به نقل از الصراط المستقيم ٢/ ١٩٤).