پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٧ - مصادر و روش شناخت
٢٦. اى هشام، خردمندان، مازاد نياز خود را از دنيا وانهادهاند، چه رسد به [دامان آلودن به] گناه [، چرا كه] ترك دنيا فضيلت و ترك گناه از واجبات است.
٢٧. اى هشام، خردمندان، نسبت به دنيا زهد ورزيده، به آخرت متمايل مىشوند، چرا كه دريافتهاند، كه دنيا هم خواهان است و هم خواسته شده و آخرت خواهان است و خواسته شده. پس هركس خواهان آخرت باشد، دنيا خواهان او بوده تا اينكه سهم خود را از روزى دنيا برگيرد و هركس در طلب دنيا باشد، آخرت، او را خواسته و مرگ، ناگهان به سراغ او آمده، دنيا و آخرت او را تباه مىكند.
٢٨. اى هشام، هركس غناى جداى از مال و آرامش دل (تهى شدن آن) از حسد و سلامت در دين خواهد، به درگاه خداوند زارى كرده، بخواهد تا حضرتش عقل او را كمال بخشد، چرا كه هركس خرد ورزد، به آنچه او را بسنده باشد قناعت كند و هركس به آنچه او را بسنده باشد قناعت كند، بىنياز شود و هركس به آنچه او را كفايت كند قانع نباشد، هرگز به بىنيازى دست نخواهد يافت.
٢٩. اى هشام، خداى- عز و جلّ- از قومى صالح و درستكردار حكايت مىكند كه:
« [مىگويند:] پروردگارا، پس از آنكه ما را هدايت كردى، دلهايمان را دستخوش انحراف مگردان، و از جانب خود، رحمتى بر ما ارزانى دار كه تو خود بخشايشگرى».
[اين را هنگامى گفتند كه] دريافتند، دلها دچار انحراف شده، به كورى و سقوط [تمايل داشته و به آن] باز مىگردد. هركس دربند بندگى خدا نباشد از خداوند بيم نخواهد داشت و هركس كه خدا ترس نباشد، دل دربند معرفت و دانشى استوار كه آن دانش را ببيند و حقيقت آن را در دل خود بيابد، نخواهد داشت و هيچ كس چنين نبوده [و به اين مقام نايل نخواهد شد] مگر اينكه گفتارش مؤيد كردارش و نهانش همانند و همسو با عيانش باشد، زيرا خداوند فقط با نشانى ظاهرى از عقل و بيانكنندهاى از طرف آن، به وجود نهانى آن دلالت و هدايت مىكند.