پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٦ - بخش نخست ويژگىهاى عصر امام كاظم عليه السلام
و فضاى وحشتآلود، مسلمانان و برجستگان آنان، به ويژه آن دسته از آنان را كه ساكن مدينه بودند فرا گرفته بود.
٢. عدم اعلان امامت حضرت كاظم عليه السّلام براى همگان بود، چرا كه تنها عدهاى انگشتشمار از شيعيان از امامت حضرت موسى عليه السّلام آگاهى يافته بودند،[١] به گونهاى كه «هشام بن سالم» كه از بزرگان شيعه بود، پس از گذشت زمانى و از راههاى شرعى و عقلى توانست امام زمان خود را بشناسد. اين تجربيات، شيعه را واداشت تا با تقيه و پنهانكارى، خود را از گزند ستمگران و لبه تيز شمشير آنان ايمن سازد. به همين دليل است كه چون راويان مىخواستند از امام كاظم عليه السّلام نقل روايت كنند از حضرت صريحا نام نمىبردند، بلكه با تعبير «عبد صالح گفت»، «سيد گفت»، «عالم گفت» و ... مطلبى را از امام عليه السّلام نقل مىكردند.
٣. اختناق، محدوديت و ممنوعيتها، تعقيب مخالفان حكومت، سركوب انديشههاى پاك، ترويج شايعههايى دروغين از سوى حاكميت، زمينه را براى رشد افراد پست و ناپاك فراهم آورد. در اين دوره، فعاليت اينان فزونى گرفت، آوازهشان فراگير شد و گروههاى متعددى را به وجود آوردند. آنان با حمايتهاى بىدريغ خليفه، خود را به عنوان رهبران فكرى، فقهى و حديثى امت مطرح و در جامعه آن روز موقعيتى پيدا كردند. به همين دليل بود كه هشام بن سالم دچار سرگردانى شده، فرقههايى را كه در آن روزگار مطرح بودند برشمرده و با ابو جعفر همزبان شده كه: نزد مرجئه، قدريه، زيديه، معتزله يا
[١] . از جمله اين خواص زراره، داوود بن كثير رقى، حمران، ابو بصير و مفضل بن عمر هستند.