پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٧ - ويژگىهاى روزگار مهدى عباسى
اين ترتيب:
«چگونه ممكن است كه مشركان، استوانههاى اسلام باشند؟ نه چنين نخواهد بود.
فرزندان دخترى از جد خويش ارث مىبرند و عمو بىبهره از ارث، وا نهاده مىشود.
«طليق» ( «طلقاء آنان كه در فتح مكه به دستور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آزاد شدند) را چه به ميراث رسالت؟ چرا كه طليق از بيم دم شمشير، پيشانى بر خاك ساييد و سجده كرد.
پسر «نثله» (همسر عباس نياى بنى عباس) كينهتوزانه در آن (ميراث- خلافت) جولان مىداد و خويشاوندان [شايسته رهبرى] از آن دور نگاه داشته شده بودند.
[درحالىكه] فرزند فاطمه (س) كه نامش برده شد، به اين ميراث (خلافت) دست يافته و شايسته آن است، نه عموزادگان».[١]
پنجم: بىبند و بارى، هرزگى، گستاخى و لاابالىگرى، دستگاه مهدى، خليفه عباسى را فراگرفته بود. زمانى كه مهدى توصيف «ابراهيم موصلى» و مهارت او را در آوازهخوانى شنيد، او را به خود نزديك و از جايگاهى والا برخوردارش كرد.[٢]
[١] . طبرسى احتجاج ٢/ ١٦٧ و ١٦٨
|
أنى يكون و لا يكون و لم يكن |
للمشركين دعائم الاسلام |
|
|
لبني البنات نصيبهم من جدهم |
و العم متروك بغير سهام |
|
|
ما للطليق و للتراث و إنّما |
سجد الطليق مخافة الصمصام |
|
|
و بقي« ابن نثلة» واقفا متلددا |
فيه و يمنعه ذوو الأرحام |
|
|
إنّي ابن فاطمة المنوّه باسمه |
حاز التراث سوى بني الأعمام |
|
[٢] . الأغانى ٥/ ٥.