پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩ - بخش دوم برداشتهايى از شخصيت امام كاظم عليه السلام
يك سجده براى خدا مىگذراند. براى شخصى كه او را مىآزرد، كيسهاى حاوى هزار دينار فرستاد.
مهدى پسر منصور او را از مدينه به بغداد فراخواند و زندانىاش كرد. در عالم خواب على بن ابى طالب [عليه السّلام] را ديد كه [با اين آيه] او را مورد خطاب قرار داد، گفت: پس [اى منافقان،] آيا اميد بستيد كه چون [از خدا] برگشتيد [يا سرپرست مردم شديد] در [روى] زمين فساد كنيد و خويشاوندىهاى خود را از هم بگسليد؟.[١]
مهدى از خواب برخاست و او را آزاد كرد».[٢]
١٨. «محمد امين سويدى» در توصيف امام آورده است: او امام گرانقدر و [منشأ] خير بسيار است. شب را به عبادت صبح كرده و روز را به شام مىرساند. به دليل چشمپوشى بسيار او از متجاوزان به حقوق و حريمش، «كاظم» خوانده شد ... كرامات آشكار و مناقب [فراوانى] دارد كه مجال بيان آنها در اين گفتار نيست».[٣]
١٩. «محمود بن وهيب قراغولي بغدادى حنفى» درباره امام كاظم عليه السّلام مىگويد: او [امام] موسى فرزند جعفر صادق فرزند محمد باقر، فرزند على بن الحسين زين العابدين فرزند على بن ابى طالب- كه خدا از آنان خشنود باشد- است. كنيهاش ابو الحسن و به چهار لقب خوانده شده است: كاظم، صابر، صالح و امين كه لقب نخست او مشهورتر است. اندام موزون و معتدل و بشره گندمگون، از اوصاف [ظاهرى] اوست. او وارث علم و معرفت و كمال و فضل پدرش- كه خداوند از آنان خشنود باد- است. به دليل فرو بردن خشم و
[١] . محمد/ ٢٢.
[٢] . ينابيع المودة/ ٤٥٩.
[٣] . سبائك الذهب/ ٧٣.