پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٤ - اقدام سليمان
هارون با اين روش فرصتطلبانه آشكار و نيز دستاندازى به حريم حرمت امام عليه السّلام، مىخواست افزون بر تحقير شيعيان، عناصر فعال و دامنه فعاليت و تعصب دينى آنان را شناخته، از اين شيوه فريبكارانه براى دربند كشيدن و در نهايت به كام مرگ فرستادن شيعيان استفاده كرده، از خطر آنان رهايى يابد. «شيخ باقر شريف القرشى» مىگويد: «گمان قوى اين است كه شيعيان پى به اين انگيزه هارون برده بودند و از همين رو به هيچ اقدامى عليه هارون [و دستگاه او] دست نزدند».[١]
اقدام سليمان
كارهايى كه هارون الرشيد بدان دست زده بود، لكه ننگى پاكنشدنى بر دامان عباسيان گذارد و كارنامهاى سياه، بر ديگر سياهكارىهاى اين خاندان مىافزود، چرا كه هارون به كشتن امام كاظم عليه السّلام بسنده نكرده، بلكه اعمال زشتى در حق آن حضرت روا داشت كه نشان مىدهد هارون هيچ بهرهاى از بزرگوارى، هوشمندى، خوبى و انسانيت نبرده است.
«سليمان بن ابى جعفر منصور» از اين روحيه هارون آگاه بود. از همينرو زمانى كه از بيرون آوردن پيكر امام عليه السّلام از زندان و قرار دادن آن بر روى پل و سر دادن آن جملههاى دردآور آگاه گرديد، بر آن شد تا آن رفتار زشت را به بهترين صورت جبران كند. ماجراى اقدام سليمان از اين قرار است:
«قصر سليمان بر دجله مشرف بود. زمانى كه هياهوى مردم را شنيد و بغداد را دستخوش آشوب و آشفتگى ديد، دليل آن را از فرزندان پرسيد، گفتند: سندى بن شاهك وفات موسى بن جعفر را اعلام مىكند. آنگاه آن
[١] . حياة الإمام موسى بن جعفر ٢/ ٥٢٣.