پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٦ - مبحث يكم ويژگىهاى روزگار هارون الرشيد
هارون سوگند ياد كرد. آنگاه هادى از هارون پيمان گرفت تا در صورت پيمانشكنى و ناديدن انگاشتن سوگند خود، پياده به حج رود، همسرانش مطلّقه و غلامانش آزاد باشند و هرچه دارد در راه خدا انفاق كند، سپس غادر را سوگند داد و او سوگند ياد كرد. يك ماه از اين ماجرا گذشته بود كه هادى مرد و با هارون به عنوان خليفه بيعت شد. در اين هنگام هارون پيكى نزد غادر فرستاد و از او خواستگارى كرد».[١]
اشتياق فراوان هارون به آواز سبب شد تا آلات موسيقى در كاخش فراهم آورده شود. او از خوانندگان خواست تا يكصد گونه آواز را برگزيده، سپس ده و در نهايت سه آواز برگزينند و آنان چنين كردند.[٢]
«ابراهيم موصلى»، آوازهخوان بلند آوازه كه با هادى پيمان بسته بود پس از او آواز نخواند، دم فرو بسته، وفادار به پيمان ماند، هارون از او خواست تا آواز بخواند، اما او سرباز زد. هارون او را به زندان افكند و زمانى او را از زندان آزاد كرد كه ابراهيم پذيرفت آواز بخواند و پيمان شكست و در مجلس هارون آواز خواند.[٣]
هارون به اين اندازه رويگردانى از اصول شريعت بسنده نكرده، بلكه آلوده مى و مىگسارى بود و هرگاه كه بر خوان شراب مىنشست سوگلىهاى خود را فرا مىخواند تا لذت و كاميابىاش به كمال برسد.[٤]
«حماد بن اسحاق» از پدرش نقل مىكند: «شبى هارون الرشيد مرا فرا خواند و من بر او وارد شدم. كنيزكى را نزد او ديدم كه جامه و شلوارى سرخ فام بر تن داشت. چون كنيزك آواز خواند هارون پرسيد: اين آهنگ از كيست؟
[١] . نساء الخلفاء/ ٤٦.
[٢] . الاغانى ١/ ٧.
[٣] . همان ١/ ١٦٢.
[٤] . التاج/ ٣٧.