پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٢ - مبحث دوم موضعگيرى هارون نسبت به امام كاظم عليه السلام
به او نمىدهم.
هارون پرسيد: چرا؟
گفتم: زيرا او مرا [با واسطه] به دنيا آورده، اما تو را به وجود نياورده است.
هارون گفت: أحسنت اى موسى، سپس ادامه داد: چگونه خود را فرزند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىخوانيد درحالىكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عقب (فرزند) نداشت و فرزند از اولاد ذكور محقق مىشود نه از اناث. شما نيز فرزندان دخترى هستيد كه در اين صورت فرزندى شما محقق نمىشود.
گفتم: به حرمت خويشاوندى و به حرمت اين قبر و آنكه در آن خفته است از تو مىخواهم مرا از پاسخ به اين سؤال معاف دارى.
هارون گفت: ممكن نيست. بايد حجت و برهان خود را ارائه دهيد اى فرزندان على. آنگونه كه به من خبر دادهاند، تو- اى موسى- رئيس و امام زمان آنان هستى، پس تو را از اين سؤال معاف نمىدارم و بايد دليلى و گواهى از كتاب خدا بياورى، چرا كه شما فرزندان على ادعا مىكنيد كه هيچ چيز آن (قرآن) از شما پنهان نبوده و تأويل «واو» و «الف» [قرآن] نيز نزد شماست.
دليل و حجتى كه بر اين گفته داريد آيه ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ؛[١] ما هيچ چيز را در كتاب فروگذار نكردهايم است و از رأى و قياس عالمان خود را بىنياز مىدانيد.
گفتم: آيا اجازه پاسخ به من مىدهى؟
گفت: بگو.
گفتم: أعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم ... وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ* وَ زَكَرِيَّا
[١] . انعام/ ٣٨.