پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٠ - مبحث دوم موضعگيرى هارون نسبت به امام كاظم عليه السلام
يا دختر جز پدر و مادر و همسر، خويشاوند ديگرى ارث نمىبرد و قرآن به ميراث عمو در صورت بودن فرزند صلبى اشاره نكرده است. تنها «تيم»، «عدى» و «بنى اميه» بدون اساس و مبنايى حقيقى و عدم ارائه روايتى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله، بلكه براساس رأى خود مدعى شدهاند: كه عمو، پدر است.
هريك از عالمان كه قائل به قول على عليه السّلام هستند، برخلاف قضاوت اينان (تيم، عدى و بنى اميه) قضاوت مىكنند. «نوح بن درّاج» در اين مسأله قول على عليه السّلام را [پذيرفته و به همان] قائل است و بدان نيز حكم كرده است. امير المؤمنين منصب قضاوت در كوفه و بصره را به او داد. او در اين مسأله به قول على عليه السّلام عمل كرد و بدان حكم داد. خبر حكم او به امير مؤمنان رسيد و او نوح و آنان را كه نظر مخالف او داشتند احضار كرد كه «سفيان ثورى»، «ابراهيم مدنى» و «فضيل بن عيّاض» از جمله آنان بودند. آنان گواهى دادند كه حكم نوح در اين مسأله همان قول على عليه السّلام است.
او- آنگونه كه برخى از عالمان اهل حجاز به من رساند- به آنان گفت: پس چرا به اين امر فتوا نمىدهيد درحالىكه نوح بدان حكم كرده است؟
آنان گفتند: نوح شهامت و جسارت ورزيد، ولى ما ترسيديم.
امير مؤمنان براساس قول و روايت پيشينيان عامه (اهل سنت) از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله، قضاوت نوح را امضا كرد، زيرا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است: على در قضاوت سرآمدترين شماست و نيز عمر بن خطاب درباره على عليه السّلام گفته است: على در قضاوت سرآمدترين ما مىباشد.
[بدان كه] «قضاء» اسمى است جامع و فراگير، چرا كه تمام آنچه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله يارانش را با آن مىستود، همچون، قرائت، فرائض (ميراث) و علم، داخل در باب قضاست (كسى كه بر قضا احاطه داشته باشد تمام آن دانشها را در خود دارد).
هارون گفت: اى موسى، ادامه بده و بيفزا.
گفتم: راز مجلسها بايد همچون امانت، حفظ شود، به ويژه مجلس تو.