پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٦ - برنامهريزى براى زندانى كردن امام كاظم عليه السلام
كاظم عليه السّلام و افتخارات و فضايل آن حضرت كه بر سر زبانها و موضوع گفت و گوها بود از ديگر عواملى به شمار مىرفت كه كينه و دشمنى هارون را نسبت به امام كاظم عليه السّلام شديدتر مىكرد. ماجراى برخورد هارون با امام كاظم عليه السّلام را هنگام زيارت قبر مطهر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله پيشتر خوانديم. اين امر از ديگر عواملى بود كه هارون را خشمگين كرد. او هميشه درصدد يافتن بهانهاى بود تا امام عليه السّلام را از مردم جدا كند، اما در پى توجيهى عوامپسند بود. از همين رو و به منظور فريب مردم، خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت: «پدرم و مادرم فدايت باد، از تصميمى كه گرفتهام از تو عذر مىخواهم. بر آن شدهام تا موسى بن جعفر را با خود برده، به زندانش افكنم، چرا كه مىترسم او ميان امت تو آتش جنگ برافروزد و بدين وسيله خون امت را بريزد».[١]
سعايتكنندگان و خبرچينان نيز نقشى منفى عليه امام عليه السّلام ايفا مىكردند.
يحيى بن خالد برمكى از همين ابزار براى دستگيرى امام عليه السّلام بهره جست. او «محمد (يا على)[٢] بن اسماعيل» را به منظور خبرچينى عليه امام عليه السّلام فريفت و به جاسوسى عليه امام عليه السّلام نزد هارون واداشت.
ببينيم برخورد امام كاظم عليه السّلام با برادرزادهاش كه دست به چنان كارى زده، تن به فريبهاى يحيى داده بود و پس از ديدار با هارون الرشيد، بنا به ميل و خواسته هارون، از امام عليه السّلام بدگويى كرده بود، چه رفتارى بزرگوارانه و كريمانه داشت.
از «على بن جعفر بن محمد صادق عليه السّلام» نقل شده است: «محمد بن
[١] . عيون اخبار الرضا/ ٧٣ حديث ٣؛ طوسى الغيبة/ ٢٨؛ بحار الانوار ٤٨/ ٢١٣ حديث ١٣( به نقل از عيون اخبار الرضا).
[٢] . در بعضى از روايات« محمد بن اسماعيل» و در برخى ديگر« على بن اسماعيل» خوانده شده است.