پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٨ - مبحث يكم ويژگىهاى روزگار هارون الرشيد
ابدى رساند.[١]
بىبند و بارىهاى اخلاقى هارون جامعه اسلامى امت را به تسخير خود درآورد و هرآنچه كه هارون بدان دست مىزد و مرتكب آن مىشد در ميان مردم رواج يافت. بغداد آن روز كه مركز خلافت اسلامى بود، صحنهاى براى سرگرمىها، مجالس رقص، مىفروشى، وادادگى اخلاقى و هرزگى شد، تا جايى كه اين دوره با اين ويژگىها از ديگر عصرها بازشناخته و متمايز شد.
اشعار شاعران آن دوره، تأثيرپذيرىشان را از سرگرمىهاى دربار، عشق به كنيزكان و لذتجويى از مى، منعكس مىكند.
«ابو نؤاس» تمام توان خود را به كار بست تا در اشعار خود از: جام، ساقى، مىگساران و نديمان بگويد. او چنان ماهرانه اين كار را مىكرد كه مردم شيفته «خمريات» (اشعارى كه در وصف شراب سروده بود) او شدند.
از ديگر ويژگىهاى اين دوره، پديد آمدن شكاف عميق طبقاتى بود و فقر و بينوايى فراگير شد. در حاليكه ميليونها مسلمان از حداقل نيازهاى زندگى محروم بوده، از گرسنگى و نداشتن پوشاك رنج مىبردند، اما ثروتهاى آنان؛ يعنى موجودى بيت المال در بغداد و نزد طبقه خاصى از خلفا و خليفهزادگان و بستگان آنان، وزيران، آوازهخوانان، ميگساران، جاسوسان، خبرچينان و آنان كه از خوان به ناحق گسترده خلافت بهرهمند بودند، انباشت شده بود. پديده شوم فقر، زمينه را براى پيدايش كفر فراهم آورد و اين دوره شاهد ظهور جنبشهاى الحادى و فعاليت آنها در ميان مردم سادهانديش بود.
«و الهاوزن» درباره اين جنبشها و حمايت عباسيان از آنها مىگويد:
[١] . تاريخ كربلاء/ ١٩٨.